اونایی که تو جمع حرف نمیرنن رو یِ جا گیر بیارید تنها باهاشون صحبت کنید حرفاشون به اندازه کُلِ اون جمع محتوا داره
رفتی و بعد از تو، ساعتها کار نمیکنند. روزها فقط تکرار میشوند، و هیچ طلوعی، نور دیروز تو را ندارد.
در نهایت، فهمیدم که دلتنگی، نه یک احساس، که یک جای خالی است. یک حفره عمیق که هیچ چیز نمیتواند پرش کند
داستایفسکی میگه: من چرا باید یک نفر را احتیاج داشته باشم که با او دو کلمه حرف بزنم؟ خودم با خودم میتوانم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرفهای خودم را راحت تر بفهمم!
و اگر کسی به اینجا برسد دیگر نه میگردد، نه انتظار میکشد...
تو ذاتت از صداقته اما تو بازی روانی
آدما گیر میوفتی. . همون آدمایی که به
ظاهر اینقدر خوبن که هیچکس نمیتونه
بد ذات بودنشون رو باور کنه ،