eitaa logo
دانلود
تو ذاتت از صداقته اما تو بازی روانی آدما گیر میوفتی. . همون آدمایی که به ظاهر اینقدر خوبن که هیچکس نمیتونه بد ذات بودنشون رو باور کنه ،
نیازدارم‌مثلِ‌نقی‌سمعکمودربیارم‌وحرفایِ هیچکی‌رونشنوم .
در غروب سردِ پاییز، آن‌گاه که آخرین برگ‌های خسته از شاخه جدا می‌شدند، او روی نیمکتِ کنار رودخانه نشسته بود. دفتر کوچکش را در آغوش گرفته بود، همان که سال‌ها پیش، نامِ او را با خطی لرزان بر جلدش نوشته بود. باد بوی کهنگی خاک و اشک را با خود می‌آورد. هر ورقی که می‌زد، صدایی شبیه آه می‌داد؛ گویی دفتر هم از دلتنگی او خبر داشت. در میان سطرها، لبخندهای قدیمی هنوز زنده بودند — اما در پسِ آن‌ها، جای خالیِ کسی موج می‌زد که دیگر در هیچ سطری برنمی‌گشت. او به آسمان نگاه کرد؛ ابری نبود، اما دلش بارانی بود. سکوتِ رود تنها پاسخِ او را می‌داد — آرام، بی‌تفاوت، درست مثل خودش که روزی قول داده بود منتظرش بماند. دفتر را بست، لبخندی محو زد و زیر لب گفت: «بعضی صداها حتی وقتی فراموششان می‌کنی، هنوز در دلِ سطرها زنده‌اند...» و بعد، آخرین برگ از درخت افتاد؛ درست وقتی که او برخاست و بی‌آنکه به پشت سر نگاه کند، در مهِ غروب گم شد. _راوی خاطرات گمشده _تکه نویس
گریه روی حالت بی‌صدا وقتی درد عظمت داره از سخت ترین کار های دنیاست
نبود‌سهم‌من‌از‌تو‌در‌این‌جهان‌بی‌پایان ؛ به نام او نصیحت امشب یک کلام. فقط اینکه یادتون باشه لازم نیست درد تون رو بگید. ❤️ شبتون خوش عزیزای من
تایم فداتون❤️
مارو زیاد میکنید
به «نقطه‌ویرگول» خوش آمدید؛ جایی که داستان‌ها مکث می‌کنند، اما پایان نمی‌یابند. آیا شما هم نویسنده‌ای هستید که می‌داند چگونه یک جمله را به اوج برساند؟ جایی که کلمات در اوج تأثیرگذاری، مجال نفس کشیدن پیدا می‌کنند؟ «نقطه‌ویرگول» یک خانه نیست، یک توقفگاه هنرمندانه در مسیر روایت شماست. ما بستری برای: https://eitaa.com/joinchat/3421832556Cb738fe8320 گپ نویسندگان آیدن(نقطه‌ویرگول) نویسنده*
"‌‌آدما فقط در حد حرفن ، از مرامشون بگیر تا دوست داشتنشون!"
اون قول داد میمونه ولی چرا عمل نکرد😢
‌بالغانه ترين رفتار یک انسان ميتونه سوءاستفاده نكردن از خوبی های آدم ديگه باشه. شبتون بخیر:))♥️