eitaa logo
دانلود
بیست‌ودو سال، با خیالِ آمدنت نفس کشیدم. هر صبح، اسم تو اولین فکری بود که از ذهنم گذشت و هر شب، آخرین دعایی که زیر لب گفتم. حالا اما رفته‌ای… نه فقط از من، از همه‌ی روزایی که به پایت پیر شدم. عجیبه، آدم تا وقتی دردِ رفتن رو تجربه نکنه، نمی‌فهمه دوست‌داشتن همیشه به موندن ختم نمی‌شه. من موندم و یه دل که هنوز یادش نرفته چجوری باید به عشق تو زنده بمونه...
کارما میگه هرکاری با هرکی کنی همون به تو میگذره ‌^⁠_⁠^‌
خیلیامون الان اونجاییم که میگه: تحمل کن میدونم، حواس هیچکی بهت نیست.
آخر متعلق به شخصي مي‌شوید که شمارا زیباتر نگاه می‌کند ! شبتون بخیر:))♥️
از تعهد نمیترسم ، از هدر دادن وقتم برای ادم اشتباه میترسم .
گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود. برای آن روزهایی که بی‌هیچ نقشی، فقط من بودم. نه قوی، نه شاد، نه موفق… فقط یک آدم ساده با دل پر از رویا. انگار هرچه بزرگ‌تر می‌شویم، بیشتر از خودمان فاصله می‌گیریم.
آدمی گاهی فقط سکوت می‌خواهد؛ نه نصیحت، نه دلداری، نه هم‌دردی. فقط سکوتی که در آن بتواند با خودش آشتی کند، با خاطراتش، با اشتباهاتش، با تمام «ای کاش»‌هایش.
عجیب است… آدم از دنیا خسته می‌شود، اما وقتی کسی واقعاً دلش را می‌فهمد، همین دنیا برایش دوباره قشنگ می‌شود. گاهی فقط یک نگاه، یک جمله، یا حتی حضور بی‌کلام کسی، تمام خستگی را می‌شوید.
از یک‌جایی به بعد، نه غصه می‌خوردی، نه ذوق می‌کردی. فقط بودی. نه برای کسی، نه برای هدفی خاص، فقط برای اینکه هنوز نرفته‌ای…
زندگی سرشار از آفتاب های نتابیده است.