یک سنگینی عمیق روی قلبش احساس میکرد، سنگینی تمام حرفهایی که سالها نتوانسته بود به کسی بگوید.
برای اینکه سر خورده نشود..
فتیله ی توقعش از دیگران را پایین کشید؛
دیگر رفتار کسی توی ذوقش نزد، اما قلبش هم هرگز گرم نشد..
و آنان که درحال رقص بودند..
از سوی کسانی که نمی توانستند موسیقی را بشنوند؛ دیوانه پنداشته شدند.
فردریش نیچه