اومدنم پیش خواهرم یه درد بود رفتنم یه درد از من به شما نصیحت به عنوان خواهر کوچکتر
سعی کنید وابسته کسی نباشید دل کندن کار هر کسی نیست ...💔🙂
عنوان: وزن یک رفاقت واقعی
من هستم و این حلقهی طلاییِ دوستانم. چند نفر انگشتشمار که دوستشان دارم، دوستشان دارم... خیلی زیاد. برای من، آنها فقط "رفیق" نیستند؛ آنها تکیهگاههای نادیدنی زندگیام هستند، آنهایی که میتوانم خودم باشم، بینقاب و بیتلاش برای بینقص بودن.
قلبم سرشار است از این محبت پررنگ. دلم میخواهد تمام لحظات سخت را از دوششان بردارم و شادیهای کوچکشان را با تمام وجود جشن بگیرم. مهربانی برای من یک خصلت است، نه یک استراتژی؛ یک جریان طبیعی است که به سمت آنها جاری میشود.
اما در سکوت، یک سوال همیشگی وجود دارد که اجازه آرامش نمیدهد: "آیا من رفیق خوبی هستم؟"
آیا این مهربانی، مرا به رفیقی تبدیل میکند که واقعاً به آن نیاز دارند؟ آیا در لحظاتی که سکوتشان سنگینتر از هر حرفی بود، توانستم کنارشان باشم؟ آیا گاهی از شدت دوست داشتن، ناخواسته مرزهایشان را لمس کردهام؟ نگرانم که حجم این عشق درونی، به درستی به بیرون منتقل نشود و در نهایت، آنها فقط احساس کنند که من "مهربان" بودهام، نه "قابل اعتماد" و "همراه".
رفیق خوب بودن، شاید یعنی همین؛ یعنی تمام این نگرانیها را داشتن، اما باز هم هر روز صبح با همان انرژی و صداقت دوست داشتن، در کنارشان ایستادن.
شاید معیار دوستی، سختی سنجی نباشد، بلکه میزان پایداری در خوبیهاست. و من، هر روز تلاش میکنم تا این رفاقتِ بزرگ را لایق باشم.
#نوشته_های_قلبم
#راوی_خاطرات_گمشده
هر چی بزرگتر میشی ارزش #سکوت کردنو بیشتر #درک میکنی🖤!️
من همیشه اونی بودم که"نگرانتم حرف بزنیم؟" یا "حالت خوبه؟" یا "که ناراحتت کرده خودم سرت قاتل میشم!"ولی هیچکی... مث من نشد.
بی معرفتی از بيشعوری دردناكتره وقتی طرفت بيشعوره دست خودش نيست ولی بی معرفتی كاملا اگاهانس و اينه كه آزار ميده.