میگفت از درمونده بودن دربیاد
از اون حس که با خودت فکر میکنی تو قفسی در بیا
و این رهایی نیاز به سکوت داره
نیاز داره ببینی حرکت و اومد و رفت آدم های بیرون از قفسه و زندگی های متفاوته
حرکت دنیا و جریان داشتن زندگی و اتفاقات بین هزاراان آدمو حس کن
اون وقته که بعد از این سکوت،گوش هات زندگی رو میشنوه و چشم هات کلیدی که تمام مدت دست خودت بوده رو میبینه
بعد میفهمی که همیشه تنها راه نجات از درموندگی خودای و خلوت با خودت
به عنوان یکی که شاهد ارتباط ها و عشق های آبکی زیادی بوده میگم
هیییچ کدوم از اون احساس های دوران جوانی و نوجوانی که اسمشو میزارید عشق پنهانی و ... ارزش وقتتون رو نداره
ارزش گریه ها و غصه ها و بدبخت شدن شما رو نداره
نکنید با خودتون(:
شاید یه نفر فقط به خاطره شما ادامه میده :)
شاید خودتون ندونید ولی یه نفر به امید شما زندگی میکنه
یه جوری میگن ما سر سفرهی پدر مادر بزرگ شدیم انگار ما زیر کابینت خاله و داییمون بودیم.
هدایت شده از جنگلِحفاظتشدهیذهن
استادمون انقدر خوبه که هرشب دارم خوابشو میبینم.
تو همه خوابام هست حتی اگه یه نقش گذری داشته باشه🤣