«تصمیم گرفتم آنقدر سکوت کنم تا دلی برایم تنگ شود؛
به خودم آمدم، دیدم که فراموش شدهام.»
"دلبستگی ُوابستگی" یکی از قشنگترین و در عین حال مزخرفترین حسهای ِاین کرهخاکی ِ؛ گاهی اوقات باید با خوردن یك قهوه داغ ُتلخ ریشهی ِاین دلبستگی ُسوزوند ؛ لامصب قابلیت خورد و له و اشکی کردنت ُداره ؛ يك قهوه داغ از همون کافه هایی که از کنارشون رد میشی ُبوی ِقهوهاش استشمام میشه ؛ باید دقیقاً با یه دونه از اون قهوه ها ریشه این دلبستگی ُسوزوند ؛ امان از دلبستگی امان . . : ))))))))))*
[Void Log]
به یکی کلی حرف بزنم که پشتش به من گرم باشه
و اگر کسی پشتش به من گرم نبود چی؟