نمیدانم چه بنویسم؛
شاید اگر تو اینجا بودی اشکهایی را که حالا توی چشمهایم با زحمت نگه میدارم روی دستهایت میریختم.
از عطر ِتنت باز در این شهر هیاهوست ؛
آن دکمهی ِلعنتشده باز است ، ببندش .
۰۰:۰۱
شب بخیر گفتن ما محض ادای ادب است ؛
ورنه چون شب برسد اول بیداریِ ماست ! . .