eitaa logo
دانلود
امشب تو حرم وایساده بودم یه خادمه داشت با آبجیم حرف میزد، یه مرد سن بالا با یه عصا تو دستش، چشماشم رنگی بود😭 فکر کردم اون ازش سوال داشته همونجا منتظر موندم. یهو نگا کردم دیدم داره با دست اشاره میکنه شما،بیا اینجا. رفتم خیلی جدی و با اخم پرسید:اینکه الان اینجایی قسمته یا همت؟ فوری گفتم قسمت. شروع کرد به پیچوندنم و منم هی داشتم جواب میدادم
یه جمله ی قشنگی بود بین حرفاش گفت: یه درصدم فکر نکنید به همت شما بوده که اومدید اینجا. آدمایی رو میشناسم که تو همین شهرن ولی ده سال یه بارم قسمتشون نمیشه بیان. گفت همش دعوته! تک تک قدمایی که اینجا میزارید بخاطر دعوتتون بوده. اگه دعوتتون نمیکرد پاتونو تو اینجا نمیزاشتیدو فوری راتون کج میشد
[Void Log]
یه جمله ی قشنگی بود بین حرفاش گفت: یه درصدم فکر نکنید به همت شما بوده که اومدید اینجا. آدمایی رو می
اینکه گفته صرفاً به همت شما نیست که اینجا هستید، بلکه یک دعوت الهی هم هست، خیلی قشنگه! به نظر می‌رسه اون لحظه‌ی خاص برات معنی خاصی داشته و نشون می‌ده که چقدر باید قدر این لحظه‌ها رو بدونیم. آدم‌هایی مثل این مرد همیشه ما رو به فکر فرو می‌برن و یادآوری می‌کنن که زندگی پر از نعمت‌های غیرمنتظره‌ست. امیدوارم همیشه این حس خوب زندگی برات بمونه حس خوب من!
بی‌تفاوتی ناشی از صبر، مرحله‌ای از زندگی است که در آن کم‌کم احساس می‌کنیم که زندگی باید با تمام تلخی‌ها و زیبایی‌هایش ادامه یابد. وقتی به نقطه‌ای می‌رسیم که دیگر برای نبودها غصه نمی‌خوریم و شاهد این هستیم که هر تجربه، چه خوب و چه بد، درسی به ما می‌آموزد. این نوع پذیرش به ما کمک می‌کند که با آرامش بیشتری از کنار اتفاقات عبور کنیم و زندگی‌مان را ادامه دهیم. انسان بودن به ما زخم‌هایی می‌زند که عمیق‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم. هر چه بیشتر عشق بورزیم و تعلق خاطر داشته باشیم، زخم‌هایمان عمیق‌تر می‌شوند. در این فرآیند، اگرچه شادی‌ها موقتی و زودگذرند، اما دردها در ما جاودانه باقی می‌مانند. گاهی اوقات این رنج‌ها تا عمق وجود ما نفوذ می‌کنند و به بخشی از هویت ما تبدیل می‌شوند. در نهایت، زندگی با تمام تلخی‌هایش یک سفر است؛ سفری که ما را به یادآوری‌ می‌کند که اگرچه غم‌ها ممکن است همیشه در کنار ما باشند، اما تنها نیستیم و با دیگران این مسیر را طی می‌کنیم.
از ما که گذشت!
تو از یادم نمی‌روی..
زندگی همینه باید ادامه بدیم.
نه کسی منتظر است، نه کسی چشم به راه نه خیال گذر از کوچه‌ی ما دارد ماه، بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟ وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه ... . (- فریدون مشیری)
باید در خودت، یک گوشه ای از وجودت، آدمی ساخته باشی که در روز های سخت نیازی به پناه بردن به هیچ کجا و هیچ کس نداشته باشی… . *- غنسان کنفانی*
هدایت شده از جانان :)
۵ نفر دیگه بهمون میدین رفقا:)؟
هدایت شده از جانان :)
«نمی‌دانم چه اشعه‌ای از وجودش، از حرکاتش تراوش می‌کرد که به من تسکین می‌داد..»