یک اعتراف همین الان بکن.
.
شاید اگر دیروز بود جواب نمیدادم ولی الان میدم
من اون آدمیم که وقتی یکی بیاد تو چارچوب زندگیم یه کاری میکنم هیچوقت کم نداشته باشه صدمو میزارم
انقدرررر کار میکنم تلاش میکنم که یه روزی نگه چرا تو مثل فلانی نبودی
ولی یه سری جاها خسته شدم
گفتم چرا من همیشه باید صد باشه
ولی بازم تلاش کردم
ولی کاش قبل یکم این ها به چشم میومد
یکم چشم هاتونو باز میکردید میدید اونی که نگرانت بوده لامصب
یهو ول میکنه میره
خسته میشه
میگه گوربابای همه
یه جوری میره که هیج جوره دستت بهش نرسه..
اره خلاصه
[Void Log]
یک اعتراف همین الان بکن. . شاید اگر دیروز بود جواب نمیدادم ولی الان میدم من اون آدمیم که وقتی یکی
طبیعی ست با همین تیکه پیام گریه کنم
[Void Log]
اونقدرام من خوب نیستم
روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ای چشم پر آتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت