[Void Log]
اونقدرام من خوب نیستم
روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ای چشم پر آتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت
حس می کنم کسی نتونسته درکت کنه برای دیشب
..
نیازی به درک کردن ندارم دیشب هم جوابمو دادم گور باباش اون ول کرد رفت نه من