بیتفاوتی ناشی از صبر، مرحلهای از زندگی است که در آن کمکم احساس میکنیم که زندگی باید با تمام تلخیها و زیباییهایش ادامه یابد. وقتی به نقطهای میرسیم که دیگر برای نبودها غصه نمیخوریم و شاهد این هستیم که هر تجربه، چه خوب و چه بد، درسی به ما میآموزد. این نوع پذیرش به ما کمک میکند که با آرامش بیشتری از کنار اتفاقات عبور کنیم و زندگیمان را ادامه دهیم.
انسان بودن به ما زخمهایی میزند که عمیقتر از آن چیزی است که تصور میکنیم. هر چه بیشتر عشق بورزیم و تعلق خاطر داشته باشیم، زخمهایمان عمیقتر میشوند. در این فرآیند، اگرچه شادیها موقتی و زودگذرند، اما دردها در ما جاودانه باقی میمانند. گاهی اوقات این رنجها تا عمق وجود ما نفوذ میکنند و به بخشی از هویت ما تبدیل میشوند. در نهایت، زندگی با تمام تلخیهایش یک سفر است؛ سفری که ما را به یادآوری میکند که اگرچه غمها ممکن است همیشه در کنار ما باشند، اما تنها نیستیم و با دیگران این مسیر را طی میکنیم.
نه کسی منتظر است، نه کسی چشم به راه نه خیال گذر از کوچهی ما دارد ماه، بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟ وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه ... .
(- فریدون مشیری)
باید در خودت، یک گوشه ای از وجودت، آدمی ساخته باشی که در روز های سخت نیازی به پناه بردن به هیچ کجا و هیچ کس نداشته باشی… .
*- غنسان کنفانی*
هدایت شده از جانان :)
«نمیدانم چه اشعهای از وجودش، از حرکاتش
تراوش میکرد که به من تسکین میداد..»
طرز خودکشی هر کس منحصر به خودشه
یکی دیگه ؛ شیک نمیپوشه . . .
یکی دیگه ؛ ادامه تحصیل نمیده . . .
یکی دیگه ؛ آرزویی نمیکنه . . .
یکی دیگه ؛ به خودش نمیرسه . . .
یکی دیگه ؛ از خودش عکس یادگاری نمیگیره . . .
یکی دیگه ؛ محبت نمیکنه . . .
یکی دیگه ؛ نمیخنده . . . .
یکی دیگه ؛ محبت نمیپذیره . . .
یکی دیگه ؛ گریه نمیکنه . . .
یکی دیگه هست که ؛ مدام آهنگ های غمگین گوش میده .
یکی دیگه هم؛ دیگه نمیتونه به کسی اعتماد کنه.
و اینطوریه که بیشتر ادم ها تو نوجوونی؛جوونی میمیرن و در پیری دفن میشن مردن فقط جسم زیر قبر نیست مردم یعنی نداشتن روح.