آرزوی بیهودهای بود که دلم میخواست هروقت اوضاع بهم میریخت، من هم مثل آدمهایی ‹عادی› خوش طبع و لطیف راحت گریه کنم.
- دیدن تاریکی
حـرف را میشـود از حنـجره بلعید و نگفـت
وای اگــر چــــشم بـخــوانـد غــمِ ناپـیـدا را
#مهدی_فرجی
عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد
آیی و بگذری به من و باز ننگری
ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد
عراقی
برای من اینجوریه که اگر کسی قیافش متوسط باشه ولی شخصیتش قشنگ باشه قیافشم روز به روز برام قشنگ تر میشه :)
وقتی از او پرسیدند که چگونه در میانِ شلوغی او را پیدا کردی؟
گفت کدام شلوغی ؟! من غیر از او کسی را ندیدم :)