دلم تنگ شده برات،
انقدر که نمیتونم روی هیچی تمرکز کنم.
انقدر که نمیتونم یه ثانیه هم بهت فکر نکنم.
انقدر که اشکام بند نمیان.
انقدر که مدام بیقرار و پریشونم و هیچی جز تو رو نمیبینم.
دلم تنگ شده برات خیلی بیشتر از هر وقت دیگه ای و تک تک سلولام شدیداً نیاز به بغلت برای آروم شدن دارن.
خودنویسِمجنون
وُدّ.
به حدی دوستت دارم که میدانم خدا روزی سوالش از تو این باشد، چه کردی او پرستیدت؟
چه کرده ای که میپرستمت؟
رهایش کردم
بی آنکه برای آخرین بار
در چشمانش غرق شوم.
دیگر هیچ چیز نمیتواند مرا از پا درآورد
من تا آخرین نفس جنگیده، و باخته ام.