به سراغِ من اگر میآیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد ؛ چینیِ نازکِ تنهایی من.
من فقط نگاهش مىكردم.
و سوالی مدام در ذهنم تکرار میشد؛
اين همه قشنگى كجاى خلقت پنهان شده بود
كه حالا يكباره همه اش در بغل من بود؟
عاشقی بداقبالم ،
نه میتوانم به سویت بیایم
و نه میتوانم به خودم برگردم
دلم بر من شوریده است.