اگه بهت میگم من بیشتر دوست دارم؛
صرفاً منظورم این نیست که از اندازه ای که تو منو دوست داری، بیشتر دوستت دارم.
منظورم اینه از تموم روزای بد پیش رومون بیشتر دوستت دارم، از هر فاصله ای که بینمونه بیشتر دوستت دارم، از هر آدمی که سعی کنه بینمون بیاد بیشتر دوستت دارم، از هر دعوایی که داشتیم بیشتر دوستت دارم، از هر نقصی که فکر میکنی داری بیشتر دوستت دارم، منظورم اینه من تورو بیشتر از خودم دوست دارم. منظورم اینه که من تورو بیشتر از هرچیزی دوست دارم.
عصبانی بودم اما،عاشق هم بودم
عصبانی بودم اما،هنوز در دلم جایی محکم و استوار وجود داشت.
عصبانی بودم اما،او عزیزِ قلب من بود.
عزیزی که حذف نمیشد..
عزیزی که٫عزیزش نبودم.
من مانده ام مهجور از او، دیوانه و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود..
من واقعاً غمگینم، کار میکنم، ورزش میکنم، معاشرت میکنم، آرایشگاه میرم، به خودم میرسم، ولی جونم غمگینه، جونتون غمگین بوده؟ میفهمید چی میگم.؟