ولی تو ..
تو به اندازهی همهی وقتهایی که حتی نمیخواستم قد یه خطچشم کشیدن تو آینه به صورت خودم نگاه کنم دوسم داشتی. به اندازهی همهی روزهایی که نخواستم از جام تکون بخورم. به اندازهی همهی اشکهایی که از چشمام افتاد. و به اندازهی همهی دقیقههایی که خواستم از خودم فرار کنم، خواستی کنارم باشی.
برایِ دل رنج دیده و غمِ چشمهایت،
هیچ کاری نمیتوانم بکنم جز اینکه کنارت
بمانم و بگویم : تنها نیستی عزیزِ خستهی من.