هیچ چیز بر بوی آنکه دوستش داریم غالب نمی شود : ) ؛
حتی اگر همه ی فرانسه را ، در یک شیشه عطر جمع کنند * /
او امن بود و دِنج ، اگر آدم نبود و مکان بود ، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوه ها ، یا گرمخانه ای برای بیخانمان ها ، شاید هم کتابخانه ای برای از واقعیت فرار کرده ها . .
في كل مرة أنظر إليك ، جمل مألوفة تتبادر إلى الذهن ، في هذه الأرض *
هناك شيء يستحق العيش ؟