في كل مرة أنظر إليك ، جمل مألوفة تتبادر إلى الذهن ، في هذه الأرض *
هناك شيء يستحق العيش ؟
هربار که نگاهت می کنم ، جمله ای آشنا به ذهنم خطور می کند ؛
در اين سرزمين
چيزی هست كه ارزش زندگی كردن دارد / _
اگه یه روزی مثل یه گل خشک و غمگین باشی قول میدم کتابی باشم که تورو تا آخر عمر در اغوش میگیره و ازت محافظت میکنه.