-سال هاست
پشت این پنجره تکراری
من و آسمان باهم می خوانیم
برگرد ای رفته ی یادگاری
به نام لحظههایی ك با یاد تو زیباترند .
سلام به تو ، که همیشه در قلب ِمنی ،
نمیدانم این واژهها چگونه در کنار ِهم بنشینند تا احساسی را روایت کنند ك مدتیست در دل ِمن ریشه دوانده ؛ احساسی ك از جنس ِعاطفهست ، از جنس دوستداشتن ِبیادعا ، و از جنس ِعشقی ك آرام و بیصدا شکل گرفت .
نمیدانم این حس ، برای تو آشناست یا نه . نمیدانم وقتی نگاهم با نگاهت گره میخورد ، چیزی از این شور و شوق را حس میکنی یا نه . . . اما خواستم راستگو باشم با دلی ك همیشه برایت بیریا تپیده.
به امید روزی که واژهی ِ"ما" برایمان معنا بگیرد . . .
با تمام ِقلبم