بدترین حس وقتیه که میفهمی اون برای سرگرمی اومده بود سمتت،ولی تو برای اولین بار عاشق شده بودی؛
نصف قهوهات را که خوردی بیا فنجانهایمان را عوض کنیم ، در کافه های شهر نمیشود یکدیگر را بوسید.
احتیاج دارم بدانم
که جایی
در این شهر کثیفِ ترسناک
در گوشهای از این
جهنمِ سیاه
تو هستی وَ مرا دوست داری.