دلی دارم که از تنگی، دراو جُز غم نمی گنجد
غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمیگنجد . .
شعر هایم از خودم سر سخت تر دل بستهاند؛
من فراموشت کنم، این ها كه ول کن نیستند..
شبها که دلتنگت میشوم؛
از این شانه به آن شانه، فقط غَلت میزنم..
مثلِ یک ماهیِ جدا شده از دریا، باید ببینی جان دادنم را . . :)