او..؟
انگار یک لحظه سکوت بود، در هیاهوی زندگی
یک دست دراز شده بود، در زمان افتادن از پرتگاه…
و یک صدای آشنا بود؛ در سرزمینی غریب:)
هدایت شده از هـلـن | شالوروسری
📪 | درود ایتاییوننن ؛
این پیام ُتوی چنلتون فور کنید + عضویت توی ِ:
[ هلن ، خادم ، دلبر ، خانوم ، اشکین ] .
منم به سبك خودم ، خفنننن حمایتِت میکنم 🤍 .
- تگدونی ِتقدیمی : @im_mo9ira .
* مطالعه کنید ☕️ .