_مغآزه لبخند فروشی!_.
کم مونده بود بزنم داخل دهانش
تعجب کردم چرا نزدی...
_مغآزه لبخند فروشی!_.
تعجب کردم چرا نزدی...
فقط دوساعت زل زدم بهش و اینطوری بودم که الان چی گفتی؟
_مغآزه لبخند فروشی!_.
فقط دوساعت زل زدم بهش و اینطوری بودم که الان چی گفتی؟
بعد گفت ببخشید و غلط کردم اینا یا نه؟
_مغآزه لبخند فروشی!_.
دختره سرکلاس زبان نشسته بغل من بعد باید از روی یک متنی میخوندیم و دوتا شخصیت داشت یکیشون یک دختری ب
وای منم یه دختری رو دیدم موهاش فرفری بود و پوستش هم یه رنگ سبزه خاصی داشت. اینطوری بودم که بانو سگتم :)
_مغآزه لبخند فروشی!_.
فقط دوساعت زل زدم بهش و اینطوری بودم که الان چی گفتی؟
ناراضی ام رزان منظورت چیه که نزدی تو دهنش
در پایان یک روز همیشه کتف هام و ساق دست و پاهام زودتر از همه شارژشون تموم میشه
_مغآزه لبخند فروشی!_.
خواهشمندیم که فرشتگان، خواستهی ما رو هم داخل سبدِ آرزوها بگذارند. 🦢 آرزوی امشب به تاریخ 4/29: آرزو
خواهشمندیم که فرشتگان، خواستهی ما رو هم داخل سبدِ آرزوها بگذارند. 🦢
آرزوی امشب به تاریخِ4/30:
آرزو میکنم روزی برسد که هیچ کودکی، هیچ مادری و هیچ انسانی، شب را با شکمِ گرسنه به صبح نرساند.
آرزو میکنم سفرهای هرچند کوچک، برای همه گسترده باشد و نان، به جای آرزو، سهمِ هر خانهای باشد.
آمین. 🤍