دفترچه خاطرات عزیزم ، فراموشت نکردم.
ببخش که دیر به دیر میام پیشت. ولی خب هر بار که تنها شدم با تو تو ذهنم حرف زدم.
ممنون که وجود داری 3>
شاید عجیب باشه ، ولی من بهترین دوستم یه دفتره و خدا میدونه چقدر تاحالا قربون صدقش رفتم
کاش مثل فیلما که یه چرخ تو اکسپلور و سایتا میزنی و میفهمی تهش خوبه یا نه ، میشد زندگی رو هم دید.
خیلی وقتا آدم شک میکنه که واقعا ارزششو داره؟
یکی از ترسام اینه که فردای روزی که سر یه موضوعی خیلی اذیت شدم یا حرص خوردم و ناراحت شدم بمیرم.
و اینجوری باشم که واقعا ارزششو داشت؟
بدون هدف کاری رو انجام دادن شاید غیرممکن نباشه ولی قطعا سوهان بدی رو به روح انسان میکشه.
خوندن پیامای قدیمی مثل نگاه انداختن به آینه و دیدن خودت قدیمت میمونه
پر از حس غریب
گودی زیر چشمام میخوان باهام حرف بزنن.
سردردم میخواد یه چیزی بهم بگه.
نگاهای نگران میخواد یه پیامی بهم بدن.
لرزش دستا یه چیزی بینشون دارن.