ترکیب چای ، کتاب مورد علاقم ، موسیقی ، هوای خوب و سکوت چیزیه که میتونه بهم ثابت کنه زندگی هنوز قشنگیای خودشو داره
برای من زندگی مثل یه رویای طولانیه.
رویایی که یه قسمتیش میخندونتت یه قسمتیش به گریه میندازتتت و یه قسمتیش با تمام وجود مجبورت میکنه طلب بیدار شدن کنی.
هیچ چیز تو این رویا واقعی نیست. حس میکنم هرچیزی که میبینم میشنوم و لمس میکنم مثل یه حبابن که خیلی زود میترکن و فقط من میمونم و شوک رفتن ناگهانیشون...
یه دفتری دارم که برای منه آینده است.میخوام وقتی من 30 40 سالش شد ، وقتی من موهاش سفید شد ، وقتس من دست بچه اش رو گرفت و تو پارک ها قدم زد این دفتر رو بخونه و یادش بیاد من قبلی چطور فکر میکرده و زندگی میکرده. یادش بیاد دغدغه هاش چی بودن و بفهمه روی خودش چقدر کار کرده تا چیزی بشه که روحش لیاقتشو داره.
نمیدونم چرا ولی دلم برای من آینده میسوزه.
فقط دوست دارم خوب باشه
خوب خوب خوب
آدما به دنیا میان تا بمیرن
هممونم اینو خیلی خوب میدونیم
ولی وقتی یکی میمیره
هیچ چیز نمیتونه جلوی اون حس مزخرف جای خالی اون فرد رو بگیره