هیجان خدای من هیجان!
از شدت بی انگیزگی و خسته کننده بودن همه چیز حاضرم حتی یه دزد بهم بزنه ولی بازم یه اتفاقی بیوفته
از لحاظ روحی نیاز دارم زنگ بزنم به سلیمان بزارم رو اسپیکر تا حرفامو برای اطرافیانم ترجمه کنه.
دقیقا وقتی که با مامانت قهری برای کوچیک ترین چیزام بهش نیاز داری
وقتی پیر بشم قراره بگم یاد روزای جوونیم بخیر؟
قراره بگم هرچقدر قدیم بد بود بهتر از الانه؟
قراره از این دوران تعریف کنم؟
هرجوری فکر میکنم نمیشه دلتنگ این روزا شد.