دلم میخواست ناراحت باشم که داره بارون میاد و با فلانی نیستم ولی خب هیچ پدصگی تو شعاع 100 کیلومتری پیدا نمیشه.
تلاش برای کافی بودن یجور اسم دیگه نابود کردن عه.
وقتی میدونی لازم نیست خودتو تو فشار بزاری برای چیزی که بقیه نمیبینن یا نمیخوان ببینن ، وقتی میدونی اشتباه کردن هیچ مشکلی نداره ولی بازم با یه اشتباه کوچیک تا ساعت ها خودخوری میکنی ، وقتی میتونی به بقیه حس خوب بدی ولی به خودت نه چون فکر میکنی لیاقتش رو نداری دقیقا همون نابود شدنه
و من دارم نابود میشم!
کنار کسایی زندگی میکنم که تیکه های من رو بجای اینکه سر جاش بزارن ، بلندش میکنن و با تیز ترین قسمتش تو چشمم فرو میکنن و میگن "تو کافی نیستی"