بچه بودم دوست داشتم روی هلال ماه بشینم و پاهام و تکون بدم و یه خونمون از دور نگاه کنم.
البته ، هنوزم این آرزو رو دارم. با این تفاوت که اونموقع بهش امید داشتم و الان حقیقت بهم پوزخند میزنه.
هرچقدرم سعی کنم چشمم رو روی کثیفی هایی که دنیا رو گرفته ببندم، باز یه چیز گنده تر تو صورتم کوبیده میشه
یه عالمه پادکست گلچین از خواننده های قدیمی دانلود کردم و منتظرم یه سفر جور شه تا کل راه بهشون گوش بدم.