زمان:
حجم:
6.2M
چیزی که اینجور وقتا آرومم میکنه.
داشتم فکر میکردم که اونقدر همه چیزمو برای درس گذاشتم که دیگه سرگرمی جالبی برام باقی نمونده. از همه چی زدم (به جز خواب البته) که اون نمرات کوفتی بالا باشن و حرف نشنوم و حالا من واقعی رو گم کردم!
چرا نمیفهمی وقتی بهت پیام دادم ینی نمیخوام زنگ بزنم
و بعد از اینکه پیاممو دیدی زنگ میزنی لامصببببب
اگه امروز اول تابستونه ... پس اون 2 ماه جهنمی که گذروندیم چی بودن؟
یهو دلم خواست الان با همین لباسای تنم مدرسه بودم و بجای بغل کردن بالشتم و زل زدن به دیوار از خنده در حال پاره شدن بودم.
البته همین موقعیت میتونه خونه مامانبزرگ و با حضور عمه ها ام باشه و خداییش با اونا بیشتر حال میده.