یهو دلم خواست الان با همین لباسای تنم مدرسه بودم و بجای بغل کردن بالشتم و زل زدن به دیوار از خنده در حال پاره شدن بودم.
البته همین موقعیت میتونه خونه مامانبزرگ و با حضور عمه ها ام باشه و خداییش با اونا بیشتر حال میده.
باید اضافه کنم که دلم عممو میخواد.
بدون هیچ گونه شوخی و گزافه گویی.
یجوری همه از مستقل شدن و کلاسا و پول درآوردنشون میگن که روم نمیشه بگم وقتی تنهام درو قفل میکنم.
دلم میخواد فقط یه بار دیگه ، درحالی که جلوی تلوزیون نشستم و آفتاب رو دیوار افتاده ، تو دلم دعا کنم قسمت خش دار CD بگذره و بقیه شگفت انگیزان رو ببینم.