باید اضافه کنم که دلم عممو میخواد.
بدون هیچ گونه شوخی و گزافه گویی.
یجوری همه از مستقل شدن و کلاسا و پول درآوردنشون میگن که روم نمیشه بگم وقتی تنهام درو قفل میکنم.
دلم میخواد فقط یه بار دیگه ، درحالی که جلوی تلوزیون نشستم و آفتاب رو دیوار افتاده ، تو دلم دعا کنم قسمت خش دار CD بگذره و بقیه شگفت انگیزان رو ببینم.
کیه که زیر بار برنامه درسی که خودش برای خودش ریخته له شده؟
آفرین من.
بدون شک این تابستون مظلومانه ترین تابستون عمرمه.
پول ندارم ، درس دارم ، روستا نمیریم ، بیرون نمیریم و من میخوام بیمیرم.
شاید تنها نکته مثبتش این باشه که از غروب آفتاب نهایت استفاده رو میبرم. این یکی دیگه مجانیه