هدایت شده از خوابگرد
دلم برای ایران میسوزد. برای عروسی با لباس سفید آغشته به خاک و خون، برای دخترک رخت نو به تن کردهی زخمی. برای دانش آموزانی که برای آخرین بار به مدرسه رفتند و مهر امسال، خالی از صد و شصت و هشت کودک دبستانیست. برای مادر داغدار، پدر قد خمیده. من دلم مثل ایران، برایِ ایران، خون است.