دلم همون بارون و میخواد ک به شوق دیدنت از خونه زدم بیرون درحالی ک همه مردم از ترس اینکه خیس شن به خونه هاشون پناه بردن و من به چشمات
قبل از اون روز راستش من سر و کار زیادی با بارون نداشتم زیر بارون فقط قدم میزدم
تا اون روز ک به چشمات پناه بردم زیر بارون و از اون روز عاشق بارون شدم و هروقت بارون میومد بدو بدو خودم و میرسوندم بهش نکنه بارون بند بیاد و اون روز من بی فکر تو سربشه
آره من همون بارون و میخوام .
وقتی میرم بیرون .
مامانم : براچی هی میری بیرون بکپ خونه
وقتی نمیرم بیرون .
مامانم : چرا چپیدی تو این خونه بیا برو بیرون بادی به کلت بخوره😐😂 . .
ولی این دنیا به هممون یه
"باورم نمیشه بلاخره شد"
با یکم اشک شوق گوشه چشم ، بدهکاره . .