باید بگویم خیلی سخت است که در دنیای به این بزرگی کسی نباشد که حرفهایت را همانطور که هست بفهمد، نه آنطور که میخواهد.
فکر کنم دلیل اینکه خوندن فصل سوم یکم سختتره برام این باشه که تک تک کلمات تهیونگ "خستگی" و "نمیتونم" رو داره فریاد میزنه و من با خوندنش بیشتر از قبل خسته میشم.
اما الان حتی این درخواست هم ترسناک بهنظر میاد. چون که محضرضایخدا من از اونور اصلا خیالم راحت نیست. فکر کنم دردی که اونجا قراره بکشم صدها هزار برابر بدتر از درد اینجاست.