eitaa logo
شلیک غم‌.
665 دنبال‌کننده
931 عکس
13 ویدیو
4 فایل
درد فرمانده را به زانو درآورده؛ بشنو فریادهایش را. 𝖣︎𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇︎𝗍 𝗍𝗈 𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎ 𝗍𝗈 𝗆︎𝖾? https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6een2a&btn=آینی
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌توانم آنقدر کم‌رنگ شوم تا دیگر منی نماند؟ محو شوم؛ همچون خاطره‌ای که به‌یاد می‌آوری اما نمی‌دانی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
+چشم‌هات فرمانده. چشم‌هات. -هوم؟ +نگاهت منو می‌سوزونه. غم و دردی که توی اون دوتا تیله‌ی مشکی مخفی کردی شعله‌ور شده؛ داره تمام ِمن‌و می‌سوزونه. -هی سرباز، خوبی؟ منظورت چیه؟ عینک می‌زنم؛ بهش نگاه نکن. +نه، محرومم نکن ازشون. سوختن توسط چشم‌های تو آرزوی من‌‍ه. بزار بسوزم برای روحت که خیلی وقته خاکستر شده. -برو اون‌ور ببینم بچه. دود ِآتیش برات ضرر داره. +می‌دونستی توی وجودت چیزی برای خاموش‌کردن این شعله‌های سوزناک وجود داره؟ -بسه سرباز. گوشم پره ازاین حرف‌ها. هر روز از آدم‌های مختلف میشنوم‌شون. می‌خوام وقتی پام رو توی عمارت می‌زارم هیچ صدایی به قصدش از تو حنجره‌هاتون درنیاد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
می‌تونست ازش بگذره؟ آره. شاید می‌تونست اما نمی‌خواست. چرا نمی‌خواست؟ شاید چون می‌دونست اون تنها نخی‌‍ه که به این زندگی وصل‌ش می‌کنه. اون یه انگیزه بود براش. یه انگیزه‌ی بی‌انگیزه. یه امید ِناامید. یه تاریک ِروشن. اون برای اون نخ ِعجیبی بود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا