هدایت شده از Let it happen. (و ممد)
ببینید midnights واقعاً برام شبیه شهریور، اوایل پاییز، ویدیوهای فرحبخش تیکتاک ۲۰۲۱، چراغ خواب های کریستالی، ریسه نور زرد، پتوی نرم، صدای جیرجیرک، هوای خنک، صدای حرکت چمن ها، بارون آخر شب، بنفش و آبی اکلیلی، mp3 player قدیمی، ژاکت بافتنی تیره، دوچرخه سواری موقع غروب، آسمون گرگومیش، شمع روشن، لیوان بزرگ پر از چای و اینطور چیزهاست و فکرکنم دیگه معلومه چرا انقدر دوستش دارم، بماند که انتشارش توی زمانی که واقعاً زندگی فان و خوب بود همه چیز رو حتی بهتر میکنه
هدایت شده از ⋆ستارگان سقوط کردهی کهکشان⋆
حقیقتا من و آلبوم میدنایتز تیلور against the world.
و اونایی که تا سرشون رو میزارن رو بالشت خوابشون میبره صد و بیست هیچ از بقیه جلوترن تو زندگی.
"And if you can't look at the bright side, Ill be sitting with you in the dark."
بنبست کوچهی سیزدهم.
روز⁴: کلاس فرانسه (این قضیه که همه دور یهمیز نشسته بودیم خیلی بانمک بود)، مبینا و «یه مدت زیاد خون
روز⁵:
«چرخ گوشت» و همهی مسخره بازیا، «مامان بهترین دوست آدمه» «خانومه نمیدونست مامان باید دلش بخواد چون من دلم نمیخواد گردنت بگیرم برو خوشمنمیاد ازت»، اسکای و کایتون و کمک، «پرخاشگری» و تایتانیک، «تنها سگی که من دور و برم دارم تویی»، «همین بو- آییییایابتیتیتتیتبتی*پهن شدن*»، تیکتاک های فرحبخش(دلقک بازی بود همش.)، خرید و رنگیرنگی و کتاب های کوچولو و پر کردن اون لاکت قلبی، اون اقاهه تو نونوایی. روز خوبی بود.