🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_797
💡کلمات کلیدی : #گوسفندان، #اسماعیل، #کربلا، #آب_و_غذا
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
آخوند: گوسفندان اسماعیل گفتن اينجا کربلاست آب و غذا نمي خوریم
🔻اسماعیل مکه بوده گوسفندها رو مي برده اون سر عالم تو کربلا برای چریدن??!!!!
گریه ی مردم و حرف زدن قوچ
دعوت به قران وعقل
✅◀️ پاسخ شبهه: ▶️✅
مونتاژ عکس و صدای گوسفند بر روی عزاداران امام حسین ع کاریست که از یزید و یزیدیان برمیآید
کاملا مشخص است که هدف تمسخر شیعیان است. و احتملا کار وهابی هاست
اما جوابی که در پاسخ به شبهات مطرح شده در آخر فیلم بنظر میآید:
1.بله حضرت اسماعیل در مکه بزرگ شده است ولی در کدام منبع نوشته تمام طول عمر خود را در مکه مانده باشد. شاید در پیری به آنجا رفته
این دلیل نميشود که متن مشکل دارد
2. بله انبیا علم غیب دارند اما نه علم مطلق. هر موجودی هر علمی که داشته باشد از جانب خدا دارد. اگر خدا بخواد به هر موجودی هر اندازه که بخواهد از علمش میدهد. و این لزوما سلسله مراتب مقامی نمیطلبد.
در منابع دیگر داریم که اخبار عاشورا به پیامبران دیگر هم داده شده
چه اشکالی دارد خدا قبل از دادن علم عاشورا به حضرت اسماعیل، اول به گوسفندان آن علم را بدهد تا به این شکل خبر را به اسماعیل بدهد.
برای مثال در قرآن هدهد به پیامبر خدا، حضرت سلیمان ع خبر میآورد که سلیمان از آن بی خبر است
سوال 3. آن گوسفند ها به احترام امام حسین آب نخوردند؛ نه اینکه آنقدر آب نخورند تا بمیرند!!!
متاسفانه در فیلم خیلی مغلطه کرده و گفته پس نباید اونجا موجودی زنده بمونه و الان چرا ملت آب میخورن.
درحالی که اصلا قضیه این نیست. اونها صرفا خواستن احترام بکنند. همونطور که ما موقع خوردن آب به امام حسین ع سلام میدیم
مردم کربلا هم همینطور. به هنگام تشنگی و گرسنگی روز عاشورا رو یاد میکنند و این برای احترام است و هیچ منافاتی با حیات ندارد.
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_797
💡کلمات کلیدی : #گوسفندان، #اسماعیل، #کربلا، #آب_و_غذا
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
آخوند: گوسفندان اسماعیل گفتن اينجا کربلاست آب و غذا نمي خوریم
🔻اسماعیل مکه بوده گوسفندها رو مي برده اون سر عالم تو کربلا برای چریدن??!!!!
گریه ی مردم و حرف زدن قوچ
دعوت به قران وعقل
✅◀️ پاسخ دوم شبهه: ▶️✅
ماجرای عبور حضرت اسماعیل(ع) با گله گوسفندانش به کربلا چه بود؟
آیا حضرت اسماعیل(ع) به کربلا هجرت کرده بود؟ آیا حرف زدن گوسفند با حضرت اسماعیل در مورد کربلا واقعیت دارد؟
پاسخ اجمالی
روایتی مرسل در این زمینه چنین نقل شده است:
«حضرت اسماعیل(ع) گوسفندان خود را بر لب فرات میچرانید. چوپان آنحضرت به او خبر داد: از فلان مکان به بعد، گوسفندان دیگر از این رودخانه آب نمیآشامند! اسماعیل(ع) دست به دعا برداشته و از سبب این موضوع جویا شد. جبرئیل نازل گردید و گفت: ای اسماعیل! این موضوع را از خود گوسفندان جویا شو! زیرا دلیل این خودداری را برایت خواهند گفت. اسماعیل(ع) از گوسفندان پرسید: چرا از این آب نمیآشامید!؟ گفتند: خبردار شدیم که یکی از فرزندانت که نوه حضرت محمّد(ص) است در اینجا با لب تشنه کشته خواهد شد، ما نیز چون از این ماجرا اندوهناکیم از این مکان، آب نمیآشامیم! اسماعیل(ع) در مورد قاتل امام حسین(ع) نیز پرسید، گوسفندان گفتند: همان کسى است که اهل آسمانها و زمین و عموم خلائق او را لعنت خواهند کرد. اسماعیل(ع) هم گفت: پروردگارا! قاتل امام حسین را لعنت کن».[1]
در ارتباط با این روایت باید گفت؛ علامه مجلسی(ره) بدون ذکر منبع و سند این روایت به نقل آن پرداخته که از دیدگاه دانش حدیث، چنین روایتی قابل اعتماد نیست. اما صرف نظر از سند، برخی اشکالات محتوایی نیز در آن وجود دارد؛ مانند دور بودن کربلا از محل زندگی اسماعیل(ع)، کسب دانش یک پیامبر از حیوان و ... .
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 44، ص 243 – 244، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق؛ جزایرى، نعمت الله بن عبد الله، الأنوار النعمانیة، ج 3، ص 183، بیروت، دار القاری، چاپ اول، 1429ق.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa67126
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_798
💡کلمات کلیدی : #تمدن، #مذهب، #حذف_یکدیگر
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
ابراهیم فردوسی نیا:
تمدن و مذهب ،
یکدیگر را متقابلا حذف می کنند
✅◀️ پاسخ شبهه: ▶️✅
يکي از آثار و فوايد دين، شکوفايي تمدّن است؛ زيرا هرجا که دين حضور پيدا کرد، تمدّن جلوه هاي بيشتري از خود ارائه کرده است.
براي روشن شدن نقش دين در شکوفايي تمدن، در آغاز به تعريف تمدّن و مشخصه هاي آن پرداخته، سپس رابطه آن با دين بيان مي شود؛ آن گاه مشخص مي گردد که نقش دين در تمدن چگونه است.
در تعريف تمدن گفته اند: تمدن، نظم اجتماعي است که در نتيجه وجود آن، خلاقيت فرهنگي امکان پذير مي شود و جريان مي يابد. نيز اموري از قبيل پيش بيني و احتياط در امور اقتصادي، سازمان سياسي، سنن اخلاقي و کوشش در راه معرفت و بسط هنر را از عناصر و ارکان تمدن شمرده اند و گفته اند: تمدن در شرايطي ظهور مي کند که هرج و مرج و ناامني پايان پذيرفته و به جاي او نظم و امنيت حاکم شده باشد؛ در اثر حاکميت نظم و برقراري امنيت، انسان مي تواند در راه کسب علم و معرفت و تهيه وسايل بهبود زندگي حرکت کند.
افزون بر عوامل جغرايايي از قبيل آب و مواد معدني و محصولات غذايي و شرايط محيطي مناسب، از عوامل و اوضاع و احوال اقتصادي از قبيل کشاورزي و تجارت و صنعت و نيز از عوامل سياسي چون حکومت و دولت و قانون و همچنين از عوامل اخلاقي و عوامل عقلي و روحي به عنوان عوامل تمدن ياد مي شود.
بعد از تعريف تمدن و بيان مشخصه ها و عوامل آن، بايد به دين و حقيقت آن توجه شود. دين ، مجموعه اي از عقايد و اخلاق و احکام و مقررات فقهي و حقوقي است که براي راهنمايي انسان، جهت تحصيل سعادت واقعي در اختيار او قرار گرفته است. دين در مرتبه اول، انسان را از توحّش حيواني خارج و او را وارد وادي و حريم انساني مي کند و با پذيرش حيات انساني و رعايت قوانين الهي و عمل به آن، که از طريق وحي آسماني در دسترس او قرار گرفته، او کمالات عقلي و اغراض فطري را تامين مي کند و به سعادت ابدي بار مي يابد.
انساني که از مرحله حيواني گذر کرده، به مرتبه عقلاني مي رسد، زمام گفتار و رفتار و کردار او را عقل به عهده مي گيرد و در اين حال، چنين انساني امنيت و نظم را حاکم مي کند و به دنبال حاکميت امنيت و نظم، عناصر و عوامل تمدن در چهارچوب برنامه الهي شکل مي گيرد و در واقع، انسان متمدن در اين معنا انسان الهي است که در تمام اعمال و رفتار اجتماعي و فردي خود، جز با قانون خدا زيست نمي کند.
در بين اديان موجود، دين اسلام به لحاظ داشتن اصول و مباني متقن و تاريخ مشخص و روشن، در آفرينش تمدن، نقش فوق العاده اي ايفا کرده است و کتاب هاي مختلفي که در زمينه تمدن اسلامي به نگارش درآمده است، بر آن گواهي مي دهد.2
آنچه که در فوايد و نقش دين از ديدگاه کلامي و جامعه شناختي و تاريخي و روان شناسي مطرح شد، روشن مي سازد که از دين مي توان انتظار اين فوايد را داشت؛ زيرا اگر دين اين قابليت را نداشته باشد تا کارکردها و فوايد ياد شده را به همراه داشته باشد، نمي توانست اين آثار از او بروز کند؛ خصوصاً ديني چون اسلام که جامعه جاهلي زمان خود را متحول ساخته و او را در مسير علم و عقل و تفکر و رشد قرار داده است. به لحاظ اين که اسلام، چنين تأثيري را در جامعه بشر داشته است و اين عملکردها از او بروز کرده و مي کند، شايسته است براي بيان قابليت آن به بعضي فوايد بعثت انبيا از ديدگاه قرآن اشاره شود.
1 . تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 1، عوامل کلي تمدن، ص 6-133 .
2 . ر. ک: تاريخ تمدن اسلام، جرجي زيدان؛ تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون فرانسوي، ترجمه فخر داعي گيلاني
http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/92205/37
باز نشر از:
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_799
💡کلمات کلیدی : #امامان، #آب_انگور، #علم_لدنی، #خلیفه_عباسي
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
" آیا می دانید از بین امامان ۱۲ گانه ، ۹ تن آنها با آب انگور سمی کشته شده اند ؟ البته توجه داشته باشید که این آب انگوره ها اصلا حاوی الکل نبوده اند !!! یک ضرب الامثل هست که میگه : آدم عاقل از یک سوراخ دو بار نیش نمی خوره! یک امام اینطوری کشته میشه ، دوتا امام اینطوری کشته میشن ، دیگه حداقل از نفر سوم انتظار داریم یه ذره سنجیده تر عمل کنن ! زشته به غرآن !!! آیا امام هشتم وقتی خلیفه عباسی میخواست بهش آب انگور سمی بده ، خبر داشت که آب انگور سمی هستش ؟ اگه خبر داشته ، پس یعنی خود کشی کرده ! اگه خبر نداشته پس جریان علم لدنی ائمه و ارتباط با ملائکه و جنیان و عالم غیب چی میشه ؟!! اگر می گید این خواست خدا بوده ، پس دیگه خلیفه عباسی رو چرا بهش می گید قاتل ؟ اگر خواست خدا بوده پس به این معنی هستش که از نظر خدا زنده نبودن امام هشتم از زنده بودنش مفید تر بوده!غیر از اینه خدا وکیلی؟؟؟! بعضی ها میگن خلیفه عباسی امام رو مجبور کرد که سم بخوره!!! عجبا !!!! امام معصوم و زیر بار حرف زور رفتن ؟ مگه شماها نمی گید که یزید میخواست به زور از امام حسین بیعت بگیره و اون بنده خدا زیر بار حرف زور نرفت ، یعنی امام معصومتون اینجا رفته زیر بار زور ؟!! بر فرض زیر بار حرف زور بره و آب انگور سمی رو بخوره . خوب امداد غیبی چی میشه ؟ چرا اثر سم خنثی نشد ، مگه نمی گید خدا آتش رو برای ابراهیم تبدیل به گلستان کرد ؟ این جا آب قطع بود ؟ در ضمن آب انگور شیرینه و سم تلخ. اگر سم رو داخل آب انگور بریزن به محض خوردن مشخص میشه که سم داره و مزه غیر طبیعی داره. پس نتیجه اینکه برای در دام انداختن قربانی ، سم رو داخل شراب میریزن که خودش تلخه تا طرف متوجه نشه... "
✅◀️ پاسخ شبهه:◀️✅
1⃣ برخلاف ادعای شبهه هیچیک از ائمه(ع) با آب انگور مسموم نشدند! تنها در شهادت امام صادق(ع) و امام رضا(ع) به انگور مسموم، نه آب انگور، اشاره شده و بقیه به روشهای دیگر مسموم شده اند.
http://yon.ir/shahaadat
2⃣ هر انسانی روزی می میرد و هیچ علمی مانع مرگ نیست! امامان(ع) به همه چیز علم نداشتند بلکه هرگاه اراده می کردند، به موضوعی علم پیدا می کردند. چون علم غيب تأثيرى در تغيير حوادث عالم ندارد، تكليف آور نيست و تكليف ائمه مانند ساير افراد بشر، بر اساس علم عادى است.
http://yon.ir/Takliif
3⃣ علم غیب امام دو گونه است، علم به موارد حتمی و موارد غیر حتمی، که تنها در موارد غیر حتمی برای امام تکلیف و اختیار وجود دارد تا با تغییر زمینه ها برای حفظ جان خود بکوشد.
4⃣ پس ائمه(ع) در امر شهادتشان یا اراده به استفاده از علم غیب نکرده اند، یا با عواملی مانند خباثت و تصمیم قطعی خلفا، موضوع حتمی بوده و تکلیفی برای امام باقی نمی مانده است.
http://yon.ir/elmemam
5⃣ استمرار امامت ائمه(ع) در دوران قدرت دشمنان خونریزشان بهترین دلیل امدادهای الهی است؛ بعنوان مثال امام حسن(ع) بارها مسموم شدند که مشیت الهی در سایر موارد به زنده ماندن ایشان بود. امامان هم مانند سایرین مرگ محتومی دارند که امداد غیبی در این زمان موضوعیت ندارد.
http://yon.ir/masmoomiat
6⃣ قضا و قدر خداوند اگر حتمی شود، عوض شدنی نیست؛ علم امامان به زمان و مکان شهادتشان فقط علم به یک واقعه حتمی است که رضایت آن بزرگواران به این قضا و قدر موجب ترفیع درجات آنها می شود.
http://yon.ir/hatmii
7⃣ شرب خمر نه تنها در اسلام حرام است بلکه غیرمسلمانان صاحب خرد نیز بدلیل مضراتش از آن دوری میکنند؛ چه رسد به امامان معصوم که انسانهای کامل و عامل ترین مردم به احکام خداوند و از هر پلیدی پاک می باشند.
http://yon.ir/tathir
8⃣ بی اعتقادی نویسنده از محتوای شبهه پیداست اما نتیجه گیری غیرمنطقی و مغرضانه پایانی متن، دلیل روشن عناد او با دین و برگزیدگان خداوند است.
لینک مطلب جهت انتشار:
💻 http://shayeaat.ir/post/457
باز نشر از:
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
⛔️ شبهه ⛔️
با توجه به اینکه واقعه عاشورا در نزدیکی فرات اتفاق افتاده و فرات هم رود بسیار عظیمی هست و همانطور که میدانید در نزدیکی رودها با مقداری کندن زمین به آب میرسیم چرا امام حسین علیه السلام از این طریق آبرسانی به اهل بیت نکردند؟
◀️شبهه #شماره_800
💡کلمات کلیدی : #شبهات_محرم امام_حسین #حفر_چاه
❇️ پاسخ شبهه: ❇️
🆔 @Wiki_Shobhe
1⃣ روشن است که نهضت امام حسین(ع) در شرایطی ایجاد شد که قدرت در دست امویانی بود که در تحریف حقایق مشهور و معروف بودند به همین دلیل نهضت کربلا دچار یک توطئه کم نظیر تبلیغاتی شد.
2⃣ موضوع تشنگى امام حسين(ع) و اصحابشان در كربلا حقيقتي است كه نه تنها مورخان از آن ياد كردهاند بلكه امام زمان (عج) نيز در زيارت ناحيه مقدسه به آن اشاره نموده، ميفرمايند:«فَمَنَعُوكَ الماءَ وَ وُرُودَه؛ پس آب و ورود بر آن را بر تو ممنوع كردند».
👈– علامه نوری و علامه مجلسی روایت کردهاند: حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحاب ایشان مظلومانه و در حالی که جسم و جانشان، مقهور و مورد ستم قرار گرفته بود و با لب تشنه به قتل رسیدند.
(📖مستدرکالوسائل ج : 10 ص : 238، بحارالأنوار ج : 98 ص : 27)
👈– صاحب مستدرک الوسائل از امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: حضرت حسین علیه السّلام که صاحب کربلاء است در حالى که مظلوم و اندوهگین و تشنه و غصهدار بود شهید شد.
(مستدرکالوسائل ج : 10 ص : 240)
✔️در اين مورد علاوه بر منابع متعدد تاريخى، ميتوان به انبوهى از ادبيات شكل گرفته پس از واقعه كربلا نيز اشاره كرد؛ يعنى، موضوع به قدرى مسلّم و جدّى بوده است كه، شاعران نامدار، براساس آن شعر سرودهاند.
3⃣ در باره این که برای تهیه آب امام (ع) اقدام به حفر جاه کردند یا نه روایاتی وجود دارد که به آنها اشاره میکنیم:
✔️– بنا به نقل برخی از روایات «… امام کلنگی برداشت و پشت خیام زنان به فاصله نه گام به طرف جنوب زمین را کند آبی گوارا بیرون آمد و آن حضرت و همراهان همه آب آشامیدند و مشک ها را پر کردند … .»
(مدینة المعاجز، الباب الثالث فی معاجز الامام ابی عبدالله الحسین (ع)، ص 245)
👈ممکن است با توجه به نزدیکی کربلا به رود خانه فرات و بالا بودن سطح آب اصحاب نیز از این شیوه استفاده کرده باشند ولی این امر موجب گردید که دشمن از این امر مطلع شود و از آن به شدت جلو گیری کند!
✔️– در تاریخ آمده است: «چون این خبر به عبیدالله زیاد رسید در ضمن نامهای به عمرسعد، از او خواست که نگذارند اهل بیت امام حسین (ع) به آبی دست پیدا کنند و در نامهاش نوشت: به من چنان رسانیدهاند که حسین (ع) و یاران او چاه ها حفر کرده و آب بر میدارند، به همین جهت امکان هیچ شکستی برای ایشان نیست، چون بر مضمون نامه مطلع شوی باید که حسین بن علی (ع) و یاران او را از کندن چاه منع کنی و نگذاری که دنبال آب بگردند.»
(الفتوح، ابومحمد احمد بن علی اعثم کوفی، بخش دوم، فصل ششم امام حسین (ع)، یزید، قیام، ص 893)
✔️– از مناقب نقل شده که اهل بیت امام حسین (ع) در سه شبانه روزی که از آب ممنوع بودند، گاهی برای استعمال آب غیر شرب چاه حفر میکردند که دشمنان آنرا پر کردند (ممکن است آب چنین چاهایی با عمق بسیار کم مناسب نوشیدن نبوده است)، و گاهی حضرت ابوالفضل (ع) شجاعانه محاصره شریعه فرات را شکسته و آب میآوردند. در شب عاشورا، حضرت علی اکبر (ع) با 50 نفر به شریعه رفت و آب آورد ولی از صبح عاشورا دیگر ممکن نشد که آبی به حرم امام حسین (ع) برسد.
(منتهی الآمال، شیخ عباس قمی (ره)، باب پنجم، مقصد سوم، فصل اول، ص 427، حاشیه)
4⃣ براي ما به درستي معلوم نيست كه سرنوشت چاه چه شده است. اما با توجه به اينكه امام حسين(ع) 30 تن از سواران و 20 تن از پيادگان سپاه خود را به فرماندهي برادرش حضرت عباس(ع) جهت آوردن آب به سوي فرات فرستاده و آنها با درگيري با محافظانِ شريعه فرات موفق شدند 20 مشك آب براي امام و يارانش بياورند ميتوان به اين نتايج رسيد:
🔺– امكان استفاده از چاه (حفر شده توسط امام علیه السلام) وجود نداشته و الا معنا نداشت كه امام ياران خود را براي آوردن تنها 20 مشك آب به سوي فرات بفرستد.
🔺 از اينكه 50 تن از ياران امام به سمت فرات حمله ميكنند و حتي با لشكر دشمن درگير ميشوند، اما اقدام به كندن چاه نميكنند ميتوان استفاده نمود كه امكان حفر مجدد چاه هم وجود نداشته، زيرا اگر چنين امكاني وجود داشت ياران امام به جاي درگيري با لشكر دشمن در شريعه فرات براي حفر چاه با آنان درگير ميشدند.
🔺– با رسيدن نامه عبيدالله مبني بر منع امام حسين از حفر چاه آنان با حساسيت ويژهاي تكرار نشدن اين عمل را به هر قيمت ممكن دنبال ميكردند تا آنجا كه اصحاب امام به شريعه فرات دست يافته آب برميدارند اما ديگر سخني از حفر چاه در تاريخ نميآيد.
👇ادامه پاسخ در پست بعد👇
https://eitaa.com/Wiki_Shobhe/1515
5⃣ هدف دشمن هم این بود که با بستن اهل بیت (ع) بر اثر شدت تشنگی از پا درآیند چرا که از شجاعت آنان با خبر بوده و می دانستند که اگر تشنگی بر آنان اثر نگذارد، هرگز قادر بر غلبه بر اهل بیت (ع) نیستند و در نهایت هم با این حربه غیر انسانی توان جسمی لشکریان امام حسین را گرفته و آنان را به شهادت رساندند.
📚(برای مطالعه تفصیلی تر به لینک های موجود در بخش منبع رجوع کنید.)
📚 منبع :
yon.ir/AshoraCha1
yon.ir/AshoraCha2
yon.ir/AshoraCha3
yon.ir/AshoraCha4
🆔 @wiki_shobhe
☆○═════════┅
📡 کانال ✅ ویکےشبهہ ✅ در ایتا📲
https://eitaa.com/Wiki_Shobhe
کانال 🇮🇷 ویکےشبهہ 🇮🇷 در تلگرام:📲
https://telegram.me/Wiki_Shobhe
🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_801
💡کلمات کلیدی : #تیمور_لنگ، #امنيت، #دزد، دست_حاکم، #داروغه
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
از تيمورلنگ سوال میکنند كه:
چگونه امنيتی در كشور پهناور خود ايجاد نمودی كه وقتی زنی با طبقی از جواهرات طول كشور را طی میكند؛ كسی به او تعرضی نکرده و جسارتی نمیكند؟
در جواب، جمله كوتاه ولی با تاملی میگويد:
در هر شهری که دزدی ديدم ،، گردن داروغه را زدم!!
روزی بهلول را گفتند:
شخصي که دزدی کرده بود را گرفته اند، به نظرت بايد چکارش کنند؟
بهلول گفت: بايد دست حاکم آن شهر را قطع کرد...
همه با تعجب پرسیدند: چرا؟؟ مگر حاکم دزدی کرده که دستش را قطع کنند؟
بهلول در جواب گفت: گناهکار اصلی حاکم شهر است که مردمش بايد براي امرار معاش دزدی کنند!!
از امیر كبیر پرسیدند : در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزد پاک کردی؟
گفت: من خودم دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند.
اونم از این که من نمی گذاشتم اون دزدی کنه، نمی گذاشت معاونش دزدی کنه و ....
تا آخر همین طور...
اگه من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردن و کشور می شد دزدخونه،
همه هم دنبال دزد میگشتیم
و چون همه مون دزد بودیم هیچ دزدی هم محکوم نمی کردیم مردم هم گیج و ویج می شدند،،
خانه از پای بست وی ران است.
✅◀️ پاسخ شبهه:◀️✅
💠طبق کدام منطق و استدلال عقلی و قوانین مدنی کدام کشوری این اثبات میشود که مقصر دزدی یک شخص٬حاکم شهر است.
وظیفه حاکم در کنار ایجاد رفاه٬ تلاش برای ایجاد مسدود کردن راههای دزدی و جلوگیری از نفوذ در بیت المال و البته مجازات مجرمین است.
💠دوست و دشمن بر مدیریت پاک و قوی حضرت علی(ع) در حاکمیت اقرار دارند.مگر وی خدای نکرده دزد بودند که برخی از والیان شهر٬ دست درازی در بیت المال کردند؟
هر کس مسءول اعمال خود است.
❗در کدام جامعه ای امکان این وجود دارد که حاکمیت برای تک تک مردم آن جامعه٬ناظر و محافظ تعیین کند تا خطا و جرمی انجام ندهند.و این خلاف آزادی و حقوق بشر است.
❌در ضمن لازم به یادآوری است که جمله های سبک وزن و ساده لوحانه را به حکیم و مدبری همچون امیرکبیر نسبت ندهید.
@Forqanecybery
باز نشر از:
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_802
💡کلمات کلیدی : #سعید_مرتضوی، #قاضی، #رشوه_خواری، #کهریزک
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
نام سعید
نام خانوادگی مرتضوی
شغل: قاضی ؛ دادستان ؛رییس سازمان تامین اجتماعی و صندوق تامین اجتماعی
جرم :
1_رشوه خواری
2_سوء استفاده از موقعیت
3_اختلاس 10هزار ملیارد ریال از بیت المال عمومی و کارگران در صندوق تامین اجتماعی
4_صدور حکم اعدام و شکنجه افراد بیگناه در زندان کهریزک
حکم :1سال زندان تعزیری
2_ 40ملیون تومان جریمه نقدی بصورت اقساط 7ماهه
من اگر نیم نگاهی بکنم سوی بُتی، معصیت است
تو اگر صیغه کنی جمله بتان، مرحمت است ؟
من اگر سیبی از این باغ بچینم، دزدم
تو اگر باغ همه غصب کنی مصلحت است ؟
من اگر از در میخانه گذشتم ، نجسم
تو اگر دود کنی نصف جهان، عافیت است ؟
من اگر شکوه کنم نزد خدا کفران است
تو اگر تکیه زنی جای خدا ، معدلت است؟
من که در آتش حق سوخته ام، گمراهی است
تو که جز کِذب نیاموخته ای، منزلت است؟
عاقبت سهم من سوخته جان ، نیران است
سهم آن معدن تزویر و ریا، مغفرت است؟
این ترازوی عدالت که ترا گشته نصیب
عمّه ات داده به دستت که چنین خوش جهت است !!
نام :رسول!
نام خانوادگی : بداقی
شغل: معلم
جرم :
1_نامبرده چنان که در کیفرخواست آمده است معلمی است که حد خود را نمیداند و چندین بار در مجامع عمومی و خصوصی نسبت به پایین تر بودن حقوقش از خط فقر اعتراض کرده است.
2_طبق گزارشات دریافتی چندین بار در دفتر معلمان کیفیت آموزشی در مدارس اسلام شهر که نامبرده آنجا تدریس میکند را زیر سوال برده است و اظهار داشته است که چرا کلاس های بیش از 40نفره داریم در حالی که وزیر میگوید 230هزار معلم اضافی داریم.
3_نام برده عدالت آموزشی را نیز زیر سوال برده و چهار پنج بار در دفتر مدرسه خصوص سازی در آموزش و پرورش را به چالش کشیده است.
نماینده دادستان :با توجه به جرایم سنگین بالا از محضر دادگاه تقاضای اشد مجازات را دارم.
رای دادگاه : اول میخواستیم بدهیم اعدامش کنند ولی به خاطر رافت اسلامی فعلا شش سال زندان البته هر وقت خواستیم زندان را تمدید میکنیم. ...و باگذشت پنج ماه از پایان محکومیتش که چهارماه را درانفرادی گذراند آزاد نشده است.
بداقی از آموزش و پرورش اخراج شد، حقوقش قطع شد تا خانواده اش هم حد خود را بدانند به خصوص دوقلو ها ی رسول باید از الان بدانند که حق اعتراض فقط تو فیلم هاست، رسول شش سال در زندان ماند و مرداد 94 که قرار بود آزاد شود چون دیدیم هنوز حد خود را نمیداند فعلا سه سال دیگر زندانش را تمدید کردیم.
نتیجه اخلاقی : عدالت همینه که هست، اصلا شما هم مثل اینکه حد خود را نمیدانید!!
✅◀️ پاسخ شبهه:◀️✅
مرتضوی در دادگاه محکوم شد و طبق عدالت اسلامی به حبس و رد مال محکوم شده است
در مورد معلمی که در متن شبهه آمده رسول بداقی جرمش اقدام علیه امنیت ملی در جریان فتنه سال 88 هست و این مطالب مطرح شده در مورد ایشان واقعیت ندارد و داستان سرایی دادگاه ایشون صحیح نیست
سیاه نمایی ادامه اش نیازی به پاسخگویی ندارد
ان شاء موفق باشید
@Suspicion
باز نشر از:
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🇮🇷ویکی شبهه🇮🇷
@Wiki_Shobhe
🌐«کانال جامع شبهات و شایعات فضای مجازی»🌐
◀️شبهه #شماره_803
💡کلمات کلیدی : #بابک_خرم_دين
⛔️ شبهه: ⛔️
@Wiki_Shobhe
بابک خرم دین کیست؟ مختصری از زندگینامه او را بیان کنید.
✅◀️ پاسخ :◀️✅
بابَکِ خُرَّمدین، رهبر جنبش خرّمیان در نیمه نخست سده 3ق/ 9م بود.
با وجود همه شهرت وی، آنچه به خانواده و تبار و عقاید و اهداف او مربوط میشود، در منابع تاریخی، بسیار اندک است و در مجموع نمیتوان به نتیجه قانع کنندهای دست یافت؛
درباره اصل و نسب بابک مفصلترین روایت از سوی واقد بن عمرو تمیمی است.
ابن ندیم و احتمالاً مقدسی از اثر او نقل میکنند پدر بابک روغن فروشی دوره گرد و اهل مداین بود. وی در روستای بلالآباد از میمد در آذربایجان، دلباخته زنی یک چشم شد و فسق آن دو بر اهالی آشکار گردید، اما بعدها ازدواج کردند و بابک به دنیا آمد. بابک فرزند ازدواجی غیر شرعی شمرده شده، و یکی از راهزنان ادعای پدری اورا کرده است؛ روشن است که در این روایت قصد تحقیر و طعن بابک در میان بوده است. در روایتی دیگر، وی را فرزند مطهر بن فاطمه خوانده، و این فاطمه را دختر ابو مسلم خراسانی دانستهاند.
بابک در آذربایجان به دنیا آمد و در آنجا فعالیت خود را آغاز کرد؛ حتی گفتهاند زمانی که هنوز جوان بود، «اعجمی» را به خوبی تکلّم نمیکرد. اگر این نکته درست باشد، میتوان حدس زد که زبان مادری بابک آذری، زبان آذربایجان باستان بوده است. در منابع موجود، روایتی که بتوان با توجه بدان سالزاد بابک را تعیین کرد، وجود ندارد.
به نظر میرسد خانواده بابک ظاهراً در زمره مسلمانان محسوب میشدهاند، زیرا به نوشته مسعودی بابک حسن نام داشت و از برادر او به نام عبدالله هم در مآخذ، بسیار یاد شده است. البته وی شاید مقارن آغاز جنبش، نام ایرانی بابک به معنای پدر را برگزید که در ایران پیش از اسلام هم سابقه داشت و از جمله، نام نیای ساسانیان بود.
بابک پس از مرگ پدرش تا 18 سالگی در شهرهای سراب و تبریز به کار تیمارداری چارپایان برای یکی دو تن از عربهای ازدی که در آن نواحی صاحب اموالی بودند میپرداخت.
این روایت نشان میدهد که منطقه بذّ و قعله آن ـ اکنون مشهور به «جمهور» واقع در آذربایجان شرقی در شمال شهرستان اهر و جنوب غربی کلیبر ـ از دیرباز مرکز تجمع خرمدینان که یک فرقه مزدکی محسوب میشدند، بوده است. از برخی تحرکات ایشان در دوره هارونالرشید و امین نیز در مآخذ یاد شده است در زمان کودکی و نوجوانی بابک، ریاست بر خرمیان در همین ناحیه، موضوع رقابت میان دو تن از بزرگان ایشان به نامهای جاویدان بن سهرک و ابو عمران بوده است. جاویدان که مالدار نیز بود، یک بار بر سر راه خود در زمستانی سخت، ناچار در قریه بلالآباد میمد در منزل مادر بابک ـ که بسیار فقیر بود ـ فرود آمد. بابک به خدمتکاری جاویدان پرداخت و او کاردانی و فراست بابک را پسندید و از مادرش خواست تا در قبال دریافت دستمزد، او را برای سرپرستی اموال و زمینهایش استخدام کند و مادر بابک پذیرفت. مدتها بعد میان ابو عمران و جاویدان جنگی درگرفت که ابو عمران در طی آن کشته شد، و جاویدان نیز زخمی برداشت که بر اثر آن درگذشت. بنا بر همان روایت، همسر جاویدان که با بابک روابط عاشقانه داشت، با این ادّعا که روح جاویدان در بابک حلول کرده است، یاران جاویدان را گرد آورد و طی مراسمی او را به عنوان رهبر خرمدینان جانشین جاویدان کرد و از قول وی گفت: هموست که خرمیان را به پیروزی میرساند. اما برخی از خرمیان گویا این موضوع را با نظر شک و تردید تلقّی کردند.
مورخان سال آغاز جنبش بابک را 200 یا 201ق نوشتهاند. به روایت مقدسی، بابک کار خود را با خونریزی و ایجاد رعب و وحشت در اهالی آن ناحیه آغاز کرد. توجه به اوضاع دستگاه خلافت عباسی در این زمان، برای درک علل پیشرفت کار بابک مهم و اساسی است: از حدود سال 195ق که امین و مأمون برای دست یافتن به خلافت با یکدیگر نزاعها و جنگهای خونین داشتند، تا 198ق که سرانجام امین به قتل رسید، دستگاه خلافت چنان آشفته و درگیر مسائل و دشواریهای بزرگتر بود که فرصتی برای توجه کافی به بابک باقی نمیماند؛ ظاهراً اقدامات شخص داعیهداری چون حاتم بن هرثمة بن اعین نیز در مناسب جلوه دادن اوضاع برای بابک بیتأثیر نبوده است. از سوی دیگر اقدامات مأمون، حتی در بغداد برای او دردسرهای بزرگی فراهم آورد، چندان که در 201ق او را از خلافت عزل، و با ابراهیم بن مهدی بیعت کردند.
ادامه پاسخ 👇👇
بنابر این، پیشرفتهای اولیه بابک در گسترش جنبش و پایداری آن، در درجه نخست مرهون وجود بحران در دستگاه رهبری خرمیان بود و سپس آشفتگی و درگیریهای داخلی در ارکان خلافت عباسی. همچنین جایگاه اصلی وی در قعله بذ که بر سر کوهی با راههای کوهستانی و صعبالعبور واقع بود و زمستانهای سخت داشت، دسترسی لشکریان خلافت را به او دشوار و ناممکن مینمود، چنانکه خلیفه معتصم نیز بعدها بر نکته اخیر تأکید کرد.
احتمالاً نخستین اقدام جدی برای سرکوبی جنبش بابک در دوره خ
لافت مأمون در حدود سال 204ق/ 819م صورت گرفت که یحیی بن معاذ به آن ناحیه لشکر کشید، گرچه کار چندانی از پیش نبرد. پس از او در 205ق/ 820م عیسی بن محمد بن ابی خالد و در 207ق طاهر بن ابراهیم و در 209ق علی بن صدقه هر یک به عنوان والی آذربایجان و جبال مأمور سرکوب این جنبش شدند.
در حدود سال 212ق/ 827م مأمون، محمد بن حُمید طوسی را مأمور سرکوب جنبش بابک کرد، اما وی در جنگی که در ناحیه هشتاد سر در جنوب قلعه بذ، میان او و سپاهیان بابک در 214ق صورت گرفت، شکست خورد و کشته شد.
سپس مأمون عبدالله بن طاهر را در همان سال به جنگ بابک گسیل داشت و عبدالله در طی حدود 9 ماه که غالباً در دینور اقامت داشت، لشکریانی پی در پی برای سرکوب بابک میفرستاد.
به هر حال، مأمون که در اواخر دوره خلافت خود سرگرم پیکار با رومیان بود، نتوانست از عهده کار بابک برآید، و در وصیت خود به معتصم بر سرکوب خرمیان تأکید کرد. در این زمان کار بابک و هواداران او چنان بالا گرفته بود که در حدود سال 218ق/ 933م در ناحیه جبال از همدان و اصفهان و دیگر مناطق، کسان بسیاری حتی از والیان و مشاهیر دست کم در ظاهر با او همراه شده بودند؛ احتمالاً وی در خراسان نیز هوادارانی یافته بود و مقاومت طولانی او بر شمار هوادارانش میافزود. معتصم از آغاز خلافت، همت بر از میان برداشتن بابک گماشتن و از بذل اموال هنگفت و فرستادن سپاهیان متعدد برای سرکوب او دریغ نورزید: اما این لشکرکشیها اگر چه موجب نابودی و شکست بسیاری از هوادارن بابک میشد، از حیث سرکوب کامل جنبش او کاری از پیش نمیبرد.
سرانجام خلیفه بر آن شد تا یک سردار ایرانی به نام افشین را که قبلاً رشادتهایی نشان داده بود، برای سرکوب بابک گسیل کند. افشین در جمادی الآخر 220 با سمت والیگری آذربایجان و ارمنستان، با لشکری گران و مجهز که گروهی داوطلب جهاد با کفار نیز با آن همراه شده بودند، به قصد سرکوب جنبش به سوی بابک به راه افتاد. افشین که میدانست با جنگی فرسایشی و دشوار رو به روست و موقعیت بابک موجب برتری او بوده است، در برزند اردو زد و نخست دست به کار استحکام موقعیت خویش از طریق حفر چندین خندق و نصب منجنیق در اطراف منطقه استقرار بابک شد و سپس به پاکسازی آن نواحی از هواداران و جاسوسان بابک و حفظ یا تصرف یا استحکام قلعهها و بناهای نظامی منطقه پرداخت؛ آنگاه به حیله چنین شایع کرد که یکی از سرداران خلیفه با اموالی هنگفت از جانب اردبیل به سوی اردوگاه افشین در حرکت است. این حیله مؤثر افتاد و بابک به قصد تصرف این اموال بیرون آمد و جنگی که در ناحیه ارشق درگرفت، به سختی شکست خورد و به شهر موقان گریخت و سپس در بذ موضع گرفت.
پس از آن تا حدود دو سال بعد، افشین با نبردهای پراکنده در وضعی سخت و فرساینده با زمستانهای سرد و راهها و ارتفاعات ناآشنا کوشید قدم به قدم به قلعه بذ دست یابد و یاران بابک را از اطراف او پراکنده کند.
از سوی دیگر، بابک نیز در طول این مدت با رومیان مکاتبه داشت و میکوشید با تحریک آنان به جنگ با مسلمانان در دیگر سرزمینهای اسلامی، از فشار بر خود بکاهد.
گفته شده است که در گیرودار نبردی که به تصرف بذ انجامید، بابک با افشین دیدار، و از خلیفه تقاضای امان کرد، اما با توجه به روحیهای که بابک بعدها از خود نشان داد، میتوان حدس زد که از جانب او حیلهای در کار بوده است. به هر حال، احتمالاً در رمضان 222 مردان افشین موفق شدند، قلعه بذ را با تلاش بسیار به تصرف خویش درآورند و بسیار از اطرافیان بابک را دستگیر کنند، اما بابک با شمار اندکی از یاران خود ـ ظاهراً بدین قصد که به روم پناهنده شود ـ به سوی بیشهای میان آذربایجان و ارمنستان گریخت که به سبب انبوه درختان امکان تعقیب و گریز در آن میسر نبود. افشین که سراسر ناحیه را در محاصره گرفته بود و از طریق جاسوسان خود بر جایگاه بابک آگاهی داشت، کوشید با ارائه اماننامهای همراه با نامهای از پسر بابک برای پدرش، وی را دستگیر کند، اما بابک یکی از فرستادگان را گردن زد و پسرش را سخت ناسزا گفت. از آن سوی، افشین با بطریقان و سرکردگان ارمنستان که ظاهراً از بابک چندان دلخوشی هم نداشتند، نامهنگاری کرد تا اجازه ندهد بابک از طریق سرزمینهای آنان بگریزد.
ادامه پاسخ 👇👇
سرانجام، بابک که پس از دستگیری چند تن از اعضای خانوادهاش، بییاور مانده بود، به دعوت یکی از بطریقان ارمنستان به نام سهل بن سنباط مخفیانه در منزل او فرود آمد و برادرش عبدالله را به نزدیکی دیگر از بطریقان آن ناحیه گسیل کرد اما سهل بن سنباط که بعدها ارتقای مقام و پاداش بسیار یافت، خبر بابک را به اطلاع افشین رسانید و سرانجام با همکاری صمیمانه سهل به سنباط بابک دستگیر شد.
بابک را در 10 شوال 222 به اردوگاه افشین در برزند آوردند و چون برادرش نیز اندکی بعد دستگیر شد، هر دو را در یک خانه به زندان افکندند.
افشین، بابک و برادرش را در 3 صفر 223ق به سامرا آورد و بابک را در
قصر خود جای داد. خلیفه خود به دیدن بابک آمد گفتهاند که بابک سرانجام به امر خلیفه به دست شمشیردار خود با شکنجه بسیار از پای درآمد. سر بابک را به خراسان فرستادند و پیکرش را در سامرا به دار کشیدند و با برادرش نیز در بغداد چنین کردند.
معلوم نیست بابک تا چه اندازه به عقاید خرمیان پایبند بوده است، زیرا گفتهاند که خرمیان اهل خونریزی و قتال نبودهاند و بابک جنگ و خونریزی را پیشه گرفته بود. به هر حال، میتوان گفت که اگر هم عقاید خرمی موجب اعتلای بابک در میان پیروان این فرقه شد، ادامه و توفیق نسبی جنبش 20 ساله او، نه در جاذبههای اعتقادی، بلکه در وجود زمینههای اجتماعی و سیاسی آن عهد بوده است. در مآخذ موجود، نشانهای از چگونگی پیشرفت کار بابک و از شیوههای او برای جلب هوادار دیده نمیشود. از ملاحظه مجموع روایتهای مربوط به آن عهد میتوان حدس زد که در میان ایرانیان نوعی احساس استقلالطلبی از عنصر عرب و حتی برپایی گونهای پادشاهی همچون ساسانیان وجود داشت که در وجوه گوناگون سیاسی و مذهبی مجال ظهور مییافت. چنان که محققان به درستی گفتهاند، خرمیان و در رأس ایشان بابک در این عهد ـ دستکم نزد بخشی از مردم ـ نماینده چنین احساس شمرده میشدند.
البته اصل و نسب و خاستگاه بابک سخت در پرده ابهام است، اما از لابهلای روایات میتوان حس برتری جویی و جاهطلبی او را دریافت. حتی از پیغامی که او در مخفیگاه خود پس از فتح قلعه بذ به دست افشین، برای پسرش فرستاد، چنین بر میآید که در سودای پادشاهی بوده، زیرا از خود به عنوان «پادشاه» یاد کرده و گفته است که اگر پسر به او میپیوست، سروری بدو میرسید. همچنین گفتهاند که بابک به هنگام قدرت، دختران و خواهران زیباروی بطریقان ارمنستان را به زور به زنی میخواست، چنانکه ابن سنباط نیز به او گفت: بطریقان این سرزمین همگی با تو خویشی دارند و تو از طریق ایشان فرزند یافتهای و همین امر احتمالاً در ناخشنودی اهالی آن سرزمین از بابک سخت مؤثر افتاد.
با کشته شدن بابک،کار خرمیان به پایان نیامد و سالها و حتی قرنها بعد در همان ناحیه و نواحی دیگر ایران، نشانی از تحرکات ایشان وجود داشته است.(1)
1ـ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 11، ص 23 ـ26، با تلخیص.
منبع :
http://www.pasokhgoo.ir/node/3829
باز نشر از:
🇮🇷 کانال ویکی شبهه 🇮🇷
@Wiki_Shobhe
⛔️ شبهه: ⛔️
فاحشه آن ﻋﻤﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﯼ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ
ﺻﯿﻐﻪ ﻣﺤﺮﻣﯿﺖ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺘﻪ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﻬﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺭﺿﺎ ﮐﻨﺪ ...
ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ
ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﺪ ... ﺍﮔﺮ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ
ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﺳﺖ، ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺗﺮ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺭﯾﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻻﺯﻣﻪ ﯼ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻥ
ﺷﮑﻢ ﺍﻭﺳﺖ ﻣﯿﺨﺮﺩ ...! ﻭ ﺣﺲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ
ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ !!! ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ
ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺁﻫﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺑﺪﺍﻥ
ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﻤﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﻡ
ﭘﺮﺳﺖ ...
💡کلمات کلیدی : #فاحشه #صیغه
❇️ پاسخ شبهه ❇️
🆔 @Wiki_Shobhe
♦️نویسنده سعی کرده ست در قالب این متن دو امر حلال و حرام را با هم قیاس نماید و نتیجه ی دلخواه خود که همانا مجوز زنا میباشد را بگیرد.
1⃣ ازدواج موقت شرایط و حقوق خاصی دارید.
شهیدمطهری در کتاب «آشنایی با قران»میفرمایند:
اینکه اسلام ازدواج موقت را اجازه داده، نه برای شهوت رانی یک عده افرادی است که یک زن دارند و گاهی دو و سه و حتی چهار زن دارند و بعد، برای تنوع، باز دنبال ازدواج موقت می روند که به ثواب نائل شویم. نه، برای اینها ثواب ندارد، ممکن است گناه هم داشته باشد.
در شرایطی که زمینه برای ازدواج دائم فراهم نیست، چون ازدواج دائم شرایطی سنگینی دارد و از طرف دیگر اسلام با فحشا مخالف است، اسلام ازدواج موقت را اجازه داده است.
نکاتی که برداشت میشود؛
🔸ازدواج موقت در اسلام جایز است.
🔸یکی از موارد جواز ازدواج موقت زمانی ست که امکان ازدواج دائم نباشد.
🔸اگر بدنبال شهوترانی و لذت طلبی باشد ثوابی ندارد و ممکن است تبعات منفی اخروی هم بدنبال داشته باشد.
2⃣علل تجویز ازدواج موقت چه بوده است؟
🔸کسی که به سن ازدواج رسیده است ولی بدلایل گوناگون قادر به ازدواج دائم نیست.
🔸جاییکه همسر مرد، بدلایل مختلف(بیمار،سردمزاجی،عدم تمکین و...)نتواند وظایفش را انجام دهد.
3⃣علت تشویق به ازدواج موقت در برخی از روایات.
خلیفه دوم به دلایل مختلف این سنت اسلامی را تحریم میکند.و کم کم این سنت در جامعه متروک میشود.ائمه برای اینکه این سنت اسلامی فراموش نشود به این امر تشویق می کردند.
💠امام صادق(ع) فرمود؛
هرکس به این سنت الهی(ازدواج موقت) عمل کند و آنگاه غسل نماید، خداوند از هر قطره آب غسلش ۷۰ ملک می آفریند تا برای او استغفار کنند.
در مقابل، در مواردی نیز منع میکردند.
💠امام کاظم(ع) فرمودند؛
این کار برای کسی رواست که خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نکرده است، اما کسی که دارای همسر است، فقط هنگامی می تواند دست به این کار برند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد.
4⃣بنابر مطالبی که گفته شد، دینی که ازدواج موقت را تشریع کرده است، مجوزی برای تنوع طلبی و هرزگی نمی دهد و نفس اماره انسان را دشمن ترین دشمنان انسان معرفی میکند.
همانطور که فاحشه گی بشدت مذموم شده و سیری شکم مجوزی برای این عمل گناه نمیباشد.
ضمن آنکه از دیدگاه اسلام همانقدر که فاحشه گی نهی و مذمت شده است، هوسرانی و شهوت پرستی نیز نهی و مذمت شده است.
@Forqanecybery
◀️شبهه #شماره_804
باز نشر از:
🇮🇷 کانال "ویکےشبهہ" کانال جامع شبهات و شایعات فضاے مجازے🇮🇷
📡 کانال ✅ ویکےشبهہ ✅ در ایتا📲
https://eitaa.com/Wiki_Shobhe
کانال 🇮🇷 ویکےشبهہ 🇮🇷 در تلگرام:
https://telegram.me/joinchat/BWGstz9LDGhlEtwQ6sumxg