امیدش را از دست نداده، فقط آن را تا کرده
و به کناری گذاشته است._مارگارت اتوو.
حوصلم سررفته
این پیامو فورکنید لینکتون روهم پرت کنید
میخوام همین الان به ترتیبی که لینک میدید بهتون شعر بدم .
/ظرفیت:بفرستید حالا پرشد میگم پرشد
http://punz.ir/71
اصلاً قبول حرف شما، من روانیام
من رعد و برق و زلزلهام، ناگهانیام
این بیتهای تلخ نفسگیرِ شعلهخیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانیام
رودم، اگر چه بیتو به دریا نمیرسم
کوهم، اگر چه مردنی و استخوانیام
من کز شکوه روسریات کم نمیکنم
من، این من غبار، چرا میتکانیام؟
بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکسته نامهربانیام
کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابروکمانیام
شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار
نگذاشت این که بشنویام یا بخوانیام
این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوستدار بستنی زعفرانیام
برای اتاق آبی😭
قاصدک !
شعر مرا از بر کن؛
برو آن گوشه باغ
سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن...
یک نفر یادِ تو را،
دمی از دل نبرد.
- سهرابسپهری
برای ورود افراد متفرقه ممنوع
این گونه جفا کاری با این دل بی مایه
این غیرت او بوده و خویش جگر پاره
گلگون کفنم باشم آلوده نکردم دست
به خویش بدهکارم بیچاره بیچاره
دیوان دریدم من تا شاعر خون باشم
دیوانه ندید آری ؟ دیوانه ترین آره
این دیو نفس می زد در بین دو چشمانت
من شاعر او گشتم او عاشق بیگانه
این از ارزش من بوده یا استرم مار است
این دست شود قطع و این استرم پاره
من دوره بگردم آن ناز دو چشمان را
دیار به دیارم کاشانه به کاشانه
می نوشم از آن ساغر می نوشم از آن باده
در خانه و در گوشه در مسجد و میخانه
برای سوناکو
حالمان بد نیست غم کم میخوریم
کم که نه! هر روز کم کم میخوریم
آب مـیخـواهـم، ســرابـم میدهـنـد
عِشــق مـیورزم عـــذابــم میدهنــد
خــود نمیدانم کجا رفتم به خـواب
از چــه بـیـــدارم نـکــردی آفـتــاب؟
خَــنـجَــری بــر قلبِ بــیــمارم زدنــد
بــیگــنــاهـی بـودم و دارم زدند . .
دشنـهای نامـرد بــر پـشـتم نـشست
از غــم نـامـردمـی پــشـتم شـکست
سنـگ را بـــسـتـنـد و سـگ آزاد شـد
یــک شــبــه بـیـــداد آمـــد، داد شـد
عشــق آخـر تــیـشـه زد بر ریـشـه ام
تــیـشـه زد بر ریــشه ی انـدیــشه ام
عــشـق اگر این است مرتــد میشوم
خوب اگر این است من بــد میشوم
بس کن ای دل نابسامانی بـس است
کافــرم دیـگـر مسـلـمانـی بــس است
در مـیــان خـــلــق ســردرگــم شــدم
عــاقــبــت آلــــــوده مـــردم شـــدم:)
بعـد ازین با بـیکــسی خــو مــیکنم
هـر چــه در دل داشــتــم رو مـیکنم
نیـسـتم از مــردم خـنـجـر بـه دســت
بـُت پـرستم بـُت پـرستم بُــت پرست
بُـت پرسـتم ،بـُت پـرستی کار ماست
چــشـم مستی تـحفه ی بـازار ماست
درد مــی بــارد چــو لــب تــر مـیکنم
طالــعـم شــوم اسـت بـــاور مــیکنم
مــن کـــه بــا دریــا تــلاطــم کــردهام
راهِ دریـــــا را چـــرا گـُــم کــــردهام ؟
قـفــل غـــم بــر درب ســلـــولــم مزن!
من خودم خــوشباورم گــولــم مزن!
برای illusion