هرچه خودم رابه خواب میزنم وگوسفند
شمارمیکنم خواب به چشم نمی اید .
نمیدانم تعدادگوسفندهاکم شده یااینکه
گرگ این بارخواب چشم مرا برده است.
شایدهم فکرم را .اخر هرچه می گردم
این فکرهیچ جا نیست. _ویل متهم
هدایت شده از در عمق سکوت .
امیدوارم قبرم جادار باشه ، تا منو تموم ارزوهام توش جاشیم
تکههای زندگی ام را بهم میچسبانم اما
از لابه لای ترک هایش هنوز دارد غم میچکد.
• دیدم ماداک