توهیچ دوست ورفیقی نداشتی تنها
کست من بودم منم ازاینکه همه کس
یک نفر باشم
بدم میومد میترسیدم. زن وبچه.
بازخواستت نخواهم کرد
که چراخردههای وجودم را
گرفتی وبا آن وطنی ساختی.
عاشقان راهمین بس
که غم هاشان
آشیان گنجشکهاباشد!
سعاد الصباح