راستش ممبرامو خیلی دوست دارم .ممبرام
خیلی زندن .بوی دووم اوردن ازاینجا میاد .
فرسایش
ولی تلاش برای اینکه میخواهم زنده بمانم .
شمانمیتونید حسش کنید ولی من میتونم بفهمم که توی این ویلیامستان ویلیامی ها ازخود ویل بیشترجنگجوعن[طبق معنی کلمه ویلیام]
هدایت شده از ازآنشبیکهبرنگشتی؛
«تقصیر توعه.»
صداش مثل کشیدن ناخن روی شیشه بود. مغز و روحم رو خراش میداد.
خندیدم. «من؟» ولی من که همهی تلاشمو کردم، دیگه چی کم گذاشته بودم؟ چیکار باید میکردم که نکردم؟
نگاهمو از آینه گرفتم. باید برم.