584K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از چندین ماه؛اون شب چه حسی داشتی؟
من:حس میکردم از وجودم زندگی عبور کرد؛تو بند بند بودنم خورشید طلوع کرد:)
『ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ』
بعد از چندین ماه؛اون شب چه حسی داشتی؟ من:حس میکردم از وجودم زندگی عبور کرد؛تو بند بند بودنم خورشید ط
تو دشت طلایی پروانه ها یه دختر میون بوته ها آروم گلارو بو میکرد؛)
هدایت شده از 『ꜰɪʟᴛʜʏ ꜱᴘɪᴅᴇʀ』
آخ که دیگه فرنگیس،هیچی دیگه کiرم نیست.
ꜰɪʟᴛʜʏ ꜱᴘɪᴅᴇʀ
سلاااااااااام خیلی وقت بود نبودین
✩✩
باران: درودد آره درگیر بودمممم
✩✩
بهار: من که تازه اومدم🎀
بهارو معرفی نمیکنی؟
✩✩
باران:عااااااام خودش معرفی میکنه خودشو
✩✩
بهار:خووووب بهارم ۱۶ سالمه
دیگه چی باید بگم؟😅
خودتون چند سالتونه پارتنرتون چند سالشه
✩✩
باران:خودم 17 بقیه اش هم بماند
✩✩
بهار:۱۶ خودم،۱۷ پارتنرم
『ᴡɪɴɴɪɴɢ ᴍɪɴᴅ』
خودتون چند سالتونه پارتنرتون چند سالشه ✩✩ باران:خودم 17 بقیه اش هم بماند ✩✩ بهار:۱۶ خودم،۱۷ پارتنرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا