eitaa logo
دختر‌مدرسه‌ای.
71 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
411 ویدیو
59 فایل
احساسم این بود که شِکوه‌کردن نزد انسان‌ها کاملا بیهوده است، پس بی‌آنکه از واقعیات جیزی بگویم، تنها تحمل کردم و دلقک بازی را ادامه دادم. زوال‌بشری|دازای‌اوسامو
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی ضعیفه
هدایت شده از _چرخ دنده ها_
دلم به حال خدایان که نمی‌توانند خودکشی کنند میسوزد. _ریونوسوکه آکوتاگاوا
هدایت شده از 人間失格
اینطور نیست که کامل در خشونت غرق شده باشم یا که در مقابل او بوده در پاکی تطهیر شده باشم ، اگر لازم بود شخصی را میکشم یا که دیگری را نجات میدهم ؛ گویی فرقی میان این دو وجود ندارد.
هدایت شده از 人間失格
همان جهان همیشگی. کی بیدار میشوید ؟ واقعا چیز با ارزشی وجود ندارد . باید واقعا بلند شوم ؟ برای چه؟ تظاهر جلوی آن مردم حوصله سر بر و حال بر هم زن؟ باید خرج خود را در آورم ؟ مسخره است. این شد دلیلی برای آن همه جان کندن و ارتباط اجتماعی- که واقعا طاقت فرساست ؟ اما باز بلند می‌شوم . کاری که ندارم کلنجار رفتن با خود هم چیزی را حل نمیکند . حالا هرچقدر هم میخواهم سعی کنم به چیزی با ارزش برسم . نگاهی به بیرون می اندازم . ص ص صبر کن . این همان جهانی نیست که در آن می زیستم . جای آن مردم شاد با لبخند های ساختگی . اما الان نه . وقتی به آن پایین نگاه میکنم انسان هایی، نه انسان نیستند . هیولا ؟ چگونه باید در این جهان سالم بمانم ؟ ترسناک است . چشم هایش درشت شده ، دستم می‌لرزد و سرم با قدرتی درد میکند گویی با طبل بر رویش می‌کوبند . اما دستم را محکم فشار میدهم :« مگه این همون جهانی نیست که میخواستی؟» پوزخند میزنم . «درسته ، درسته» این دقیقا همان چیزی بود که از جهان میخواستم اما قدری باور نا پذیر بود که هرگز فکر نمی‌کردم اتفاق بیافتد . از پنجره نگاهی به پایین می اندازم . هیولایی آین پایین تلو الو خوران در مسیری در حال حرکت است . انگار این انسان ها هستند که تبدیل به هیولا شده اند. نگاهش به من می افتد و من هم تمام بدنم شروع به لرزیدن میکند اما کنجکاوی سیری ناپذیرم مانع از آن میشود که گوشه ای پنهان شوم . بال های هیولا در می آید . بال ؟ باید به دنبال سلاحی برای نجات خود باشم.
هدایت شده از ‌ ˏ‌ุ 𝃚  ˏ‌
زمان: حجم: 75K
اگرم‌نشناختینش اشکالی نداره