هدایت شده از _چرخ دنده ها_
اما نمیتوانستم از حس ناامیدی خود امید بگریزم و در دل ، خود را برای مرگی تاریک آماده کرده بودم ؛ مرگی که به گمانم چیزی نمی توانست آن را پیش از ساعتی به تعویق اندازد ، چرا که با هر گره دریایی که پیش میرفتیم ، تلاطم آب های سیاه و سهمگین ، هولناک تر و تاریک تر از قبل می شد.
-دست نوشته ای در بطری-ادگار آلن پو
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
کپریکورن ، اون واقعا تو رو میفهمه و برای تلاشت احترام قائله. این خیلی خوبه، نه؟
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
کپریکورن ، بازی روانی راه انداختی دیگه. کار همیشگیته.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
کپریکورن ، غم رو از خودت دور نکن. احساسش کن تا تموم بشه.