eitaa logo
💘🥨؛ 𝗪orld of 𝗙ood
8.5هزار دنبال‌کننده
17 عکس
1.1هزار ویدیو
0 فایل
اینجا دنیای غذا و آشپزیه🤌🏻😌🍕؛ وایرال ترین ویدیو های فود تیک‌تاک و یوتیوب رو میتونی اینجا ببینی 😻💘؛ مالکین‌چنل🐱 : @SirMalek، @ImMobin تبلیغات🎀 : @AdsNet
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده امید
بهترین چله ی قرآنی... برای هر ارزوی محالی که داری نیت کن💫 چلّه‌ای که خیلی ها رو خونه دار کرده🏡 اگر ذکرهای مخصوصش رو تکرار کنی، به محال ترین آرزوهات میرسی📿 سال قبل به نیت خرید خونه این چله رو برداشتم و قبل از تموم شدن چلّه، خونه دلخواهم رو خریدم🥹✨️ آداب و اذکار این چلّه پربرکت رو گذاشتم تو کانال زیر👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2490959038Cc442302e92 همراه با هدیه تسبیح معجزه📿 به مناسبت ایام ربیع الاول ظرفیت محدوده، سریع وارد شو👆
هدایت شده از تبلیغاتِ‌نت
اگه گرفتاری یا مشکل بزرگی داری، اگه حاجت مهمی داری یا منتظر یه معجزه ای... همین الان نیت کن و ذکر رو تکرار کن و معجزه شو ببین👇 ذکر قرآنی آرامش 📿👇 https://eitaa.com/joinchat/2490959038Cc442302e92 ذکر افزایش رزق و گره‌گشایی مالی 👇💶 https://eitaa.com/joinchat/2490959038Cc442302e92 ذکر حاجت روایی فوری👇💫 https://eitaa.com/joinchat/2490959038Cc442302e92 تا چند دقیقه دیگه پاک میشه‼️ فورا ذکر خودت رو بردار👆
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣| 🎭🐟 ╭─╼┅[ 🍭 ]┅╾─╮ ‌ ~ @World_of_Food ╰─╼┅[ 🍕 ]┅╾─╯
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣| 🎭🐟 ╭─╼┅[ 🍭 ]┅╾─╮ ‌ ~ @World_of_Food ╰─╼┅[ 🍕 ]┅╾─╯
هدایت شده از تبلیغاتِ‌نت
من پرنیان زنی هستم که زندگی لاکچری دارم ولی روح زندگیم پر از غم بود چون شوهرم عاشق دختر عموش بود یه روز مهرداد اومد خونه کلی لباس‌های زیبا و جواهرات خریده بود گفت اینها رو بپوش امشب باید بریم خونه عموم رفتیم اونجا و دیدم این مهمونی به خاطر بازگشت دختر عموش از خارج از کشور هست من با اینکه تو اون مهمونی می‌درخشیدم مهرداد هیچ توجهی به من نداشت همون شب منو کشید یه گوشه حرفی بهم زد که کل دنیا دور سرم چرخید...😭😭😭😭 برای خواندن ادامه داستان به لینک زیر مراجعه کنید https://eitaa.com/joinchat/2072248454C2c813a4b18
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣| 🎭🐟 ╭─╼┅[ 🍭 ]┅╾─╮ ‌ ~ @World_of_Food ╰─╼┅[ 🍕 ]┅╾─╯
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣| 🎭🐟 ╭─╼┅[ 🍭 ]┅╾─╮ ‌ ~ @World_of_Food ╰─╼┅[ 🍕 ]┅╾─╯
❌❌... 🔞😳 💢چندسالی میشد بابام مرده بود منم تنها فرزند مادرم بودم.. اوایل مامانم ناراحت بود از مرگ بابام ولی بعد از چند روز دیدم خوشحاله میخنده لباسای عجیب میپوشه حتی آرایش میکنه! یه روز دیدم از انباری خونه اومد بیرون درحالیکه استرس داره وقتی فهمید نگاهش میکنم تهدیدم کرد که هیچوقت نرم اونجا تا اینکه یک شب باز متوجه شدم که داره میره انباری.بی سر و صدا دنبالش رفتم.وقتی رفتم داخل دیدم ...😱📛 👇👇***ادامه داستان *👇👇 👇👇*ادامه داستان ***👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2113601843C0c9cfcd636
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣| 🎭🐟 ╭─╼┅[ 🍭 ]┅╾─╮ ‌ ~ @World_of_Food ╰─╼┅[ 🍕 ]┅╾─╯
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣| 🎭🐟 ╭─╼┅[ 🍭 ]┅╾─╮ ‌ ~ @World_of_Food ╰─╼┅[ 🍕 ]┅╾─╯
هدایت شده از تبلیغاتِ‌نت
من گل پری دختر حاج رحیم مزرعه دارم که این روزها تو رویاهام به فکر جشن عروسی با پسرخاله هستم...فقط یه ماه مونده به پایان سربازی احمد و عروس شدن من... روزگار بر وفق مرادم بود ، تا اینکه از بخت بدم برادرم پسر حاج غفارخان روستای زرآباد رو کشت و فرار کرد...😔 آدمهای خان با قشون به خانه ما حمله کردن و برادرم رو بردن و اینجا بود که پدرم تصمیم گرفت برای نجات جان پسرش و باز شدن طناب دار از گردن برادرم ، من عروس خونبس شوم😱 ولی بد ماجرا اینجا بود که اصلا نمیدونستم چی در انتظارمه و قراره چه بلایی سرم بیاد تا به خودم اومدم جلو در عمارت حاج غفار سالاری بودم ... وقتی وارد حجله پسرخان شدم ، خانزاده تصمیمی گرفت که از شنیدنش قالب تهی کردم او قصد داشت ...😭😭 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/508036779C51454204a2