(ادامش)
اون پسره که گوشمو گرفت اومد دم گوشم گفت ترسیدی؟
من اشکم اومد دیگه نمیدونستم چیکار کنم
دوستاش داشتن میخندیدن
انقدر اون روز اذیت شدم از هرچی پسره متنفر شدم حتی به بابامم اعتماد نداشتم
الان دارما اون چند سال نداشتم
اها خب داشتم میگفتم
بعد همینجوری دورم جمع شدن
حاجی من ریدهههه بودم تو خودمممم
اینجوری بودم که تموم دیگه
بعد یه ماشینی اومد من به خودم اومدم داد زدم کمک
ماشینه چنتا بوق زد اونا فرار کردن
یه خانوم جوونی بود اومد پیشم رفتم تو بغلش اندازه صد سال گریه کردم
.
.
وای 😐🗿
باز خوبه ماشینه رد شد
اگه من بودم کسی توجه نمیکرد
تو اتوبوس بودیم من صندلی جلویی رو میتونستم ببینم بعد یه پیر مرده ای بود
کنارشم فک کنم خواهرش بود
بعد این پیرمرده هی به راننده میگفت نگه دار شاش داریم
نگه میداشت مگه
بعد خیلیم مونده بود تو راه
اونم میگفت باشه و واینمیستاد
بعد مرده آروم شلوارشو کند یه پلاستیک در آورد که توش جیش کنه خواهرش خواب بود من داشتم میدیدم
بعد تا شاشید پیرمرده دید پس چرا یه زره صندلی خیس شد
فهمید پلاستیکه سوراخه🗿
خیلی سریع و با استرس یه پلاستیک دیگه در اورد گرفت زیرش
بعد خلاصه بو شاش میومد
یکم بعدش مرده وایساد کنار یه جایی سگ بود اونجا
همه رو خالی میکردن که بیاد تو اتوبوس بگرده
حاجی پلاستیک شاشه رو پیدا کرد🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
.
.
Last Breath
تو اتوبوس بودیم من صندلی جلویی رو میتونستم ببینم بعد یه پیر مرده ای بود کنارشم فک کنم خواهرش بود ب
واییییی🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حالم ،حال مرده وقتی فهمید پلاستیک سوراخه🤣
https://eitaa.com/Worlddddb/1026
ماشینه نمیومد الان اینجا نبودم از ترس هم که شده سکته زده بودم 😀
چراااا قول میدم اگه داد بلند میزدی یکی که زندیک بود میومد
حاجی بعد میدونی چی دلمو خون کرده بود
اینکه چندتا پسر دیگه از اونور رد شدن اهمیت ندادن رفتن
.
.
اوممم
معلومه اهمیت نمیدن
وای من یبار با خاله هام رفتیم استخر بعد وقتی برگشتیم شوهر خالم گفت خوش گذشت؟
من گفتم بله مرسی جاتون خیلی خالی بود
بعد شوهر خالم اینطوری بود که
جاننن؟
تازه فهمیدم که ر..ییدم
.
.
🤣🤣🤣🤣🤣واییی
یه بار یکی از رفیقامو راضی کردن با من بیاد بریم یه جا بعد باشگاد بعد گفتم اصلا پسر نیستو اینچیزا و ...
بعد اوندو اولش یه پسر اوند ما راهو کج کردیم بعد دوتا شد هی اصافه شد یهو شدن ۹تا پسر بعد اونا بدو نا بدو الان که بهش فک میکنم واقعا خندم میگیره خیل بد بود
.
.
🗿باع
رو پسر خالم کراش دارم بعد هر روز اکانتشو چک میکنم یبار دستم خورد تناس تصویدی گرفتم بقیشو دیگه اهم
.
.
بگو بینم ناقلا🤡
واییییی مهمونی بودم بعد هیچ جایی نبود دیگه برای نشستن
رفتم اونور تر از دستشویی نشستم
مجبور بودم
بعد شوهر عمم رفت دستشویی
بعد من اول صدای قیز قیز میشنیدم
بعد فک کنم بنده خدا فکر میکرد بیرون خیلی سر و صداس
صدا دارققققق گ..زش اومد
ببخشید
حاجی کل سالن ساکت شدن
انقد خندیدم🤣🤣🤣🤣
مرده شنید صدا خنده هامونو به زور اومد بیرون
از خجالت قرمز بود
.
.
وایییییی جرررررر🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ما داشتیم با دختر خاله و پسر خاله هام فیلم افغانی میدیدیم که متفاوت باشه ببینیم چطوریه
آقا وسطا فیلم یه جا دعوا شد
فحش بد ناموسی میدادن راحت
بدون سانسور
اونم با لحجه افعانی
کاش میتونستم فحشارو بگم خیلی بده
وای من از خنده دل درد گرفتم
.
.
🤣🤣🤣🤣وای