چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟
و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من
در یاد هیچ کس نیستم؟
و در سکوت شامگـاه،
به این مینگـرم که چقدر بایـد بگذرد تا جاي جاي این زخـمِ نقش بسته بر روح و جانم التهـام یابد.
از یه جایی به بعدم آدم همیشه مجبوره یه جوری رفتار کنه که انگار مثلا براش مهمه ولی فقط خودش میدونه که دیگه هیچی براش چندان مهم نیست