مرا چنان دوست بدار که گویی در سپیده صبح تو ، و روشناییِ روز تو ،
و غروب و سردیِ شب تو نیستم .
سال ها از غم چشمان دیگران افسوس میخوردم؛
غم چشمان تو چه داشت که آنگونه پرستیدمش
در خیال ِزندگی زیر یك سقف با تو غرق بودم ،
که چون از رویا بهخود آمدم ، دیدم رفتهای و مرا در میانِ حسرت تنها گذاشتی .