هدایت شده از گسترده امید
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا بهت یه ادویه یادبدم که حتی بتونی ازش کسب درآمد کنی 😍
اگر یه قاشق از این ادویه تو هر غذایی بریزی دیگه نیاز به هیچ ادویه نداری 😳
ادویه طلایی و فوتِ کوزهگری آشپزهای حرفهای!😎
پس بیا یه ادویه همه کاره یاد بگیر پول دار شو 🤩
https://eitaa.com/joinchat/1526989136Ce02fd94c46
-----------------------------------------------
🔥تبلیغات مجموعه کانالهای کوثر😍
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
میخوای وقتی آبغوره بگیری کپک نزنه ودر هر ۳دقیقه ۱لیتر آبغوره بگیری 😱
خیلی راحت فقط با آبمیوه گیری انجام میشه ودیگه نیاز نیست بدی بیرون ودیگه دهنت گس نمیشه 😎🤩
https://eitaa.com/joinchat/1526989136Ce02fd94c46
----------------------------------------------
🔥تبلیغات مجموعه کانالهای کوثر😍
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
من #نعیم پسری یتیم که عموم منو بزرگ کرد عمو و زن عموم خیلی خوب باهام رفتار میکردن ولی پسرعموم از من متنفر بود و همیشه سعی میکرد بیکس بودنمو به رخم بکشه هرچی میخواستم اون دست میزاشت روش و تصاحبش میکرد.....
جوان بودم که داخل طلا فروشی عموم مشغول به کار شدم ی دختر به اسم #نیکی هرروز برا پدرش ناهار میاورد تو همین رفت و آمدا فهمیدم عاشقش شدم و فقط بخاطر اینکه بتونم نیکیو بیشتر ببینم از طلا فروشی عموم اومدم بیرون و داخل حجرهی فرش فروشی پدر نیکی مشغول بکار شدم. همچی به خوبی میگذشت تا اینکه یروز گذر پسر عموم به حجره افتاد و از نگاههای من به نیکی متوجه علاقهم شد و این شد شروع بدبختیای من تمام تلاششو میکرد که به نیکی نزدیک بشه و من هیچکاری برای دور کردنش نمیتونستم انجام بدم ی روز رفتم محل کارش باهاش اتمام حجت کردم که دیگه دورو بر نیکی نپلکه ولی با چیزی که گفت دنیا دور سرم چرخید و چشمام سیاهی رفت باورم نمیشد اون و نیکی.....😱😱
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/2642411885C4496ef5679